أین عمار......!

امروز وظیفه همه روشنگری است! تکلیف امروز ما:حماسه سیاسی...حماسه اقتصادی

أین عمار......!

امروز وظیفه همه روشنگری است! تکلیف امروز ما:حماسه سیاسی...حماسه اقتصادی

خاتمی رفیق دزد یا شریک قافله؟

خبرگزاری فارس بررسی کرد؛ 
 

 

 

 

خبرگزاری فارس: سخنان اخیر سید محمد خاتمی در جمع اعضای فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی اگرچه حاوی نکات تازه‌ای نبود ولی در عین حال بی‌نیاز از تجزیه وتحلیل نیست.

سخنان اخیر سید محمد خاتمی در جمع اعضای فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی اگرچه حاوی نکات تازه‌ای نبود و مثل همیشه از شیوه "ابهام‌گویی "،‌ "کلی‌گویی "،‌ "بدون سند یا استناد خاص "، "اتهام پراکنی "، " درست پنداری مواردی که در ابطال آنان تردیدی وجود ندارد "، " برجسته نمائی موضوعات کوچک " و "کوچک نمایی موضوعات بزرگ "، "مسئولیت گریزی در جرائمی که مسئولیت او و همراهانش در آنها اثبات شده "، "‌مسئولیت و مسندخواهی در اموری که مردم او و همراهانش را در آنها فاقد صلاحیت می‌دانند. " "آویختن به امام، مراجع و سایر مقدساتی که او از ریشه به آنان اعتقادی ندارد " و..استفاده کرد. ولی در عین حال بی‌نیاز از تجزیه وتحلیل نیست. این قلم تنها به مواردی از مطالب مطروحه می‌پردازد:
1-خاتمی میگوید: "حرمت نهادن به اراده و خواست مردم، مسئله مهمی است و مجلسی که برآمده از اراده آزاد و تصمیم واقعی مردم باشد، علاوه بر آنکه تدوین‌گر قوانین وسازوکار اداره کشور است و بر تمامی امور نظارت دارد می‌تواند جلوی دیکتاتوری‌ها و انحرافات و بسیاری از مشکلات و کجروی‌ها را بگیرد. "
با آقای خاتمی در اینکه مجلس باید علاوه بر قانونگذاری در مقابل دیکتاتورها، انحرافات و کجروها بایستند کاملا موافقیم و آن را مطالبه نظام، مردم و قانون اساسی کشور می‌دانیم. اما در مورد اینکه واقعا آقای خاتمی و همگنان او با دیکتاتوری، انحراف و کجروی مشکل دارند تردید جدی داریم. اگر خاتمی با دیکتاتوری مخالف بود در مقابل دوستان دیکتاتور خود که در مجلس ششم در مقابل اصول مصرح قانون اساسی ایستادند و حتی مجلس که رکن مهم دموکراسی و از ارکان اصلی نظام بود را به تحصن و تعطیلی کشاندند، می‌ایستاد و صف خود را از آن دیکتاتورها جدا می‌کرد، مگر خود او در دانشگاه شریف با اشاره به رویه همکاران خود نگفته بود: من از این رویه‌ها صدای دیکتاتوری را می‌شنوم. اگر خاتمی با کجروی‌ و انحراف مشکل داشت چرا با انواع کجروی‌های مجلس ششم که بارزترین آن صدور نامه سرگشاده 127 نماینده خطاب به رهبر معظم انقلاب و تقاضای پذیرش بندگی آمریکا بود، همراهی کرد مگر همراه با آن نمایندگان، از وزارت خارجه او سراسیمه نامه‌ای به وزارت خارجه آمریکا ارسال نشد که در آن با صراحت گفته شده بود که : ما حاضریم همه مسائل اختلافی را آنگونه که رضایت شما را جلب کند، حل و فصل کنیم " آیا کجروی از این شدیدتر هم وجود دارد؟
2- خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود گفته است: "به خاطر محدودیت‌هایی که در انتخابات ایجاد شد اقلیت مجلس فعلی وظیفه و مسئولیت بخش‌های عظیمی از مردم که از داشتن نامزد مورد نظر و در نتیجه نماینده محروم شدند و نتوانستند در انتخابات شرکت کنند نیز بر عهده دارند، اقلیت مجلس خواست واراده اکثریت معنوی جامعه را نمایندگی می‌کند.. جریان اصلاحات در انتخابات مجلس هشتم از داشتن کاندیدا در تمامی حوزه‌های انتخاباتی محروم شد و تنها توانست به جز تهران104 کاندیدای خود را در معرض رای مردم قرار دهد که بیش از نیمی از این کاندیداها به مجلس راه یافتند. "
اجازه بدهید از کنار عبارت‌های عجیبی نظیر اینکه "اقلیت مجلس معرف اکثریت جامعه است "، "مردم درانتخابات مجلس هشتم از انتخاب نمایندگان واقعی خود محروم شدند " و "نیمی از کاندیداهای اصلاحات رای آوردند. " بگذریم چرا که تناقض این سخنان آشکار است. در انتخابات مجلس هشتم، اصلاح طلبان 192 کاندیدای رسمی که برای آنان رسما تبلیغ می‌کردند و ده‌ها کاندیدای غیررسمی که اصلاح طلبان از آنان حمایت مالی کرده و به طور اعلام نشده برای آنان تبلیغ می‌کردند، داشتند. خاتمی در این سخنان تنها به 134 کاندیدا اعتراف دارد که با جدا کردن تهران آنان را 104 نفر برشمرده است! در کل کشور تنها 30 نفراز کاندیداهای رسمی و 5 نفر کاندیدای غیررسمی آنان به مجلس راه یافت که خاتمی آنان را بیشتر از نیمی از کاندیداهای اصلاح طلبان خوانده است! با کدام محاسبه؟ خاتمی به گونه‌ای وانموده کرده است که گویا با حذف کاندیداهای مجرم اصلاح طلب نیمی از مردم با صندوق قهر کرده و یا به اجبار به کسی رای داداند که به او تمایلی نداشتند. حال آنکه اولا رقم شرکت‌کنندگان در انتخابات مجلس هشتم به حدود 30 میلیون نفر بالغ شده وحال آنکه در انتخابات مجلس ششم که رفقای او اکثریت مجلس را به دست گرفتند، رقم شرکت‌کنندگان کمتر از 27 میلیون نفر بود. در همان مجلس مجموعه آرایی که اصلاح طلبان را به اکثریت مجلس تبدیل کرد از 12میلیون رای فراتر نرفت و حال آنکه مجموعه آرایی که اصولگرایان را به اکثریت مجلس تبدیل کرد از مرز 17 میلیون رای گذشت و حدود 13 میلیون آرا مربوط به کاندیداهایی است که آرایی داشته‌اند ولی به نصاب لازم نرسیده‌اند و یا کاندیداهایی که به طیف اصلاح‌طلبان تعلق داشته و به مجلس راه یافتند. آرا اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری نهم که دولت خاتمی برگزار کننده آن بود هم با وجود جذب بخشی از آرا اصولگراها به حدود 10 میلیون در برابر 17.2 میلیون رای اصولگرایان رسید و خاتمی بارها آن انتخابات را سالم‌ترین و مایه افتخار خود معرفی کرد در انتخابات سال گذشته مجموعه آرا و کاندیدای آنان به حدود 13.5 میلیون در برابر حدود25 میلیون رای رسید و خاتمی در همین جلسه به طور تلویحی ادعای تقلب را رد کرده و بر صحت آن گواهی داده است. با این وصف معنای این سخن خاتمی که اقلیت مجلس هشتم خواست و اراده اکثریت معنوی جامعه را نمایندگی می‌کندچیست؟ و اساسا اکثریت معنوی یعنی چه؟ خاتمی روند و نتیجه انتخابات دوره خود از جمله انتخابات شوراهای دوم، مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم را درست ندانسته و درستی آن را با صراحت اعلام کرده است . خب نتیجه این پذیرش پذیرفتن قهری حقوق اکثریتی است که مجلس را شکل داده‌اند پس چرا در این جلسه، خاتمی اقلیت را اکثریت خوانده است؟ آیا این از نظر اخلاقی و قانونی قابل پذیرش است؟ آیا این به آن معنا نیست که آنجاهایی هم که این آقایان علی‌الظاهر نتیجه‌ای را می‌پذیرند در عمل برای بر هم زدن آن تلاش می‌نمایند.
3- خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود گفته است: "تاکید ما بر انتخابات سالم، حفظ سلامت در تمامی مراحل انتخابات از مقدمات تا نحوه تشخیص صلاحیت‌ها، حقوق کاندیداها در نظارت بر صندوق‌ها و روند رای‌گیری و شمارش آرا است. خواست ما در گذشته و امروز موارد مشخصی بوده که حتی پس از حوادث انتخابات اخیر کشور نیز بر آن تاکید کردیم. باید شرایط حضور با نشاط مردم و تامین حقوق آنان تضمین شود و باید سازوکاری برای انتخابات کشور تدوین شود که کمترین محدودیت برای آزادی رای مردم و بیشترین فضا برای تحقق خواست و اراده آنان فراهم شود منظور ما از انتخابات ناسالم، فقط امکان وقوع تقلب در رای‌گیری نیست بلکه تاکید ما بر انتخابات سالم، حفظ سلامت در تمام مراحل انتخابات از مقدمات تا نحوه تشخیص صلاحیت‌ها، حقوق کاندیداها در نظارت بر صندوق‌ها و روند رای‌گیری و شمارش آرا است. "
خاتمی در این بخش از سخنان خود وانمود کرده که همه نگرانی او و سایر اصحاب فتنه "در گذشته و حال " حفظ سلامت انتخابات بوده است. در واقع خاتمی می‌داند که رفتار طیفی که او به آنان تعلق دارد و از جمله رفتار خود او در چند انتخابات اخیر به خصوص در انتخابات 88 به هیچ وجه قابل توجیه نیست. و لذا او از کنار آن اقدامات با آوردن عبارات کلی عبور کرده است و حال آنکه این اول بحث است.  

 


خاتمی به طور تلویحی می‌گوید: ما که می‌گفتیم تقلب منظورمان تقلب در رای‌گیری نبود یعنی خود را از داستان پر ماجرای ادعای وقوع 11 میلیون تقلب -که به تعبیر رئیس دفتر او، محمد علی ابطحی رمز آشوب بود- کنار می‌کشد. اما در مورد سلامت انتخابات در مراحل مختلف، قانون اساسی و قانون‌ عادی تکلیف را مشخص کرده و نهادهای تضمین کننده سلامت و روش تحقق سلامت انتخابات مشخص شده‌اند البته ممکن است قوانین اشکالاتی داشته باشند که راه اصلاح آنها نیز در قانون آمده است. قانون اساسی کشور -که خاتمی وانمود می‌کند به همه ابعاد و زوایای آن عقیده‌مند است- وقانون انتخابات نظام این موضوع مهم را مهمل نگذاشته است. عقل و منطق حکم می‌کند که به نهادهای تضمین کننده سلامت انتخابات نظیر شورای نگهبان کمک کنیم تا با قوت بیشتر این جهت را تامین نمایند. چه طور می‌توان از کسی که صلاحیت نهاد قانونی تضمین‌کننده انتخابات را تا سر حد دامن زدن به نافرمانی مدنی و راه انداختن آشوب نفی می‌کند پذیرفت که او نگران سلامت انتخابات است. مگر آنکه سلامت انتخابات به ضد خود تعریف شود که با نفی نهاد ضامن سلامت منافاتی نداشته باشد و ظاهرا آقای خاتمی از این منظر به سلامت انتخابات نگاه می‌کند. خاتمی حسب این سخنان و سخنان دیگر و رویه خود سلامت انتخابات را در این می‌داند که هیچ نظارتی از سوی نظام روی انتخابات نباشد نه شورای نگهبان نه قوه قضائیه، نه وزارت اطلاعات، نه نیروی انتظامی و نه.. کار به سابقه علمی و فکری فرد نداشته باشند. با توجه به جبهه متنوع آنان در آشوب‌های پس از انتخابات و پشتیبانی مستمر اجزا از یکدیگر باید گفت از نظر خاتمی منافقین، سلطنت‌طلب‌ها، نحله‌های استعمار ساخته، محکومین قضایی، وابستگان به سرویس‌های جاسوسی، مرتبطین با صهیونیست‌ها و سایر آدم کشی‌هایی که مسجد لولاگر را به آتش کشیده، پایگاه بسیج را تخریب کردند و ده‌ها شهروند مظلوم را به شهادت رساندند باید بتوانند در انتخابات کاندیدا بشوند و این شرط و علامت سلامت انتخابات است! اگر خاتمی واقعا به قانون اساسی علاقه داشت، محدودیت‌ها و شرایط مطروحه در آن و الزامات و لوازم آن را می‌پذیرفت.  


نکته دیگر در این بخش از سخنان خاتمی این است که او وانمود می‌کند مشکل اصلاح طلبان و مخالفان نظام این است که میدان برای حضور آنان در انتخابات باز نیست که اگر باز بود آنان بعنوان "نمایندگان واقعی اکثریت مردم " در مناصب بودند. این درحالی است که مشکل اصلی خاتمی و ...این است که زمینه پذیرش را در میان توده‌های مردم از دست داده‌اند. مگر رفقای او در انتخابات مجلس هشتم و شوراهای سوم ذیل عنوان " یاران خاتمی "‌در انتخابات کاندیدا نبودند چه شد که به مجلس و شورا راه نیافتند. مگر در انتخابات ریاست جمهوری دهم حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی نگفت: "اینک در این انتخابات همه سلیقه‌ها کاندیداها خود را دارند. " چه طور شد که مهمترین کاندیدای آنان که به دروغ داعیه پیروی از امام راحل را یدک می‌کشید و امروز معلوم شده است که محافل خاص 20 سال او را برای چنین روزی آماده کرده بودند، به میدان نیامد و با فاصله بسیار از رقیب خود شکست نخورد؟ پس چرا خاتمی به جای پذیرش واقعیت به دروغ متوسل می‌شود؟
خاتمی می‌گوید: منظور ما از تقلب، تقلب در رای‌گیری نیست. خودخاتمی در نامه‌های متعدد به قوه قضائیه بر ادعاهای موسوی که مدعی بود آرا او به نفع احمدی‌نژاد مصادره شده، صحه می‌گذاشت و در یک هم زبانی خواستار ابطال نتایج انتخابات بود. بقیه دوستان خاتمی هم همین را دنبال می‌کردند. حالا خاتمی می‌گوید منظور ما مقدمات و نحوه تشخیص صلاحیت‌ها و حق نظارت کاندیداها بر روند انتخابات بود. اگر این بود چرا صراحتا نگفتید و تنها یک گزینه را روبروی نظام قرار دادید، ابطال انتخابات! تازه در همین بخش هم خاتمی متوسل به دروغ و دغلکاری شده است.
مگر در معرفی موسوی و کروبی یا هر کس دیگری که این طیف کاندیدا می‌کردند مشکلی وجود داشت؟ مگر مجاری قانونی بدون فوت وقت صلاحیت موسوی را که نگاه به سابقه وی از جمله استعفای او در برهه حساس 67 صلاحیت نداشت، تایید نکردند؟
مگر حدود 47 هزار نماینده موسوی در کنار شعب اخذ رای ودر متن اخذ آراء نبودند ومگر به موسوی اجازه ندادند که هر تعداد صندوقی که او می‌گوید بازشماری شود مگر دوره رسیدگی به شکایت را تمدید نکردند مگر رهبری نمایندگان کاندیداها را برای شنیدن دلایل و رؤیت اسناد به حضور نپذیرفتند و حدود سه ساعت سخنان آنان را که حتی یک سند یا یک دلیل موجه در همه سخنان خود ارائه نکردند، نشنید؟ آیا خاتمی با این همه تشریفات قانونی و فراتر از قانون که برای استیفای حداکثری حقوق کاندیداها اعمال شد و از سعه صدر نظام حکایت می‌کرد، استقبال کرد و یا دیکتاتور ما با نه گفت ما یک حرف بیشتر نداریم و آن "ابطال انتخابات " است؛‌مگر کاندیدای این طیف در جلسه با اعضای کمیسیون سیاست خارجی مجلس با صراحت نگفت "اگر مجددا انتخابات برگزار شود و من رأی نیاورم باز هم می‌گویم انتخابات باید ابطال شود. "
خاتمی در جای جای سخنان خود سنگ "مردم "، "قانون اساسی " و "انتخابات سالم " را به سینه می‌زند و این همه در حالی است که او همواره به آراء مردم در دوم و بیستم خرداد 76 و 80 استناد می‌کرد ولی تا حالا یک بار حاضر نشده است که انتخابات به مراتب باشکوهتر از این دو- انتخابات 40 میلیونی 22 خرداد - را انتخابات مردم بداند. انتخاباتی که حتی هاشمی در آخرین خطبه‌های نماز جمعه‌ی خود گفت: "همه مراحل انتخابات خیلی خوب پیش رفت و مردم حضور بی‌سابقه داشتند " آیا شرط اول صداقت با مردم و دم زدن از حقوقشان این نیست که به رأیی که می‌دهند ولو مخالف ما باشد، احترام بگذاریم؟
4- محمد خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود گفته است: "نباید با کج اندیشی و اشتباه،‌فضای داخل نقد و اعتراض را بست و فضای تهمت و دروغ و دغل را گشود و به بهانه آن با فرزندان انقلاب رفتار ناروا داشت. دشمنان عمده انقلاب به روی این نکته متمرکز شده‌اند که انقلاب همین است که با فرزندان خود اینگونه برخورد می‌کند و تحمل حتی اعتراض و انتقاد فرزندان خود را هم ندارد ".
برحسب این سخنان، سید محمد خاتمی آتش زدن مسجد لولاگر، آتش زدن قرآن کریم، ‌کشتن شهروندان، به تعطیلی کشاندن پایتخت، غارت اموال مردم، شکست حریم سید شهیدان، همپالگی شدن با سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه و سفارت‌خانه‌های آنان، جلب پشتیبانی سران استکبار جهانی و صهیونیست‌ها، درخواست تحریم بیشتر ایران و تشدید تهدیدات نظامی علیه کشور، جسارت به اندیشه، راه، میراث و تصویر حضرت امام خیمنی، تهیه خوراک تبلیغاتی برای دشمنان، وارد کردن اتهام شکنجه و تجاوز به نظام مظلوم جمهوری اسلامی را صرفا "نقد و اعتراض داخلی " می‌داند! و کسانی را که با استناد به این همه سند این اقدامات را "براندازانه " و "فتنه‌انگیزانه " می‌دانند را "کج اندیش " به حساب می‌آورد! و از آن سو آشوب طلبان و طراحان و بازوان اغتشاشات را "فرزند انقلاب " می‌داند که بازداشت آنان "رفتار ناروا " است. خب فاصله تصویری که خاتمی ارائه می‌دهد با واقعیت چقدر است به همین میزان خاتمی در این ماجرا نزول و سقوط داشته است.
خاتمی به خوبی می‌داند که در آن دمکراسی‌هایی که او سنگ آنان را به سینه می‌زند و برای پیاده کردن آن همه مقدسات را به قربانگاه می‌برد، یک صدم آنچه در ماههای اول پس از حادثه در تهران اتفاق افتاد را تحمل نمی‌کنند و کمترین حکمی که برای آشوب طلبانی که حاکمیت و ارزش‌های آن را مخدوش کرده‌اند، صادر می‌نمایند، اعدام و حبس ابد است.
اما آیا او واقعا نگران قضاوت دشمنان ایران در حوادث پس از انتخابات است. اگر بود چرا برای ظلم‌های فراوانی که موسوی و کروبی و ... علیه ارزش‌های اصیل نظام روا داشتند، نظیر اینکه در نظام جمهوری اسلامی به زندانیان تجاوز شده است، هیچ سخنی نگفت و به دهان این یاوه‌گویان نکوبید و از حیثیت انقلاب و نظام، اندک دفاعی نکرد؟ او حتی با نامه‌نگاری به قوه قضائیه از این ادعاها پشتیبانی کرد. خاتمی می‌داند بازداشت سر شاخه‌های فتنه که او خواستار آزادی آنان است، نه تنها حیثیت نظام را مخدوش نمی‌کند بلکه نشان می‌دهد که نظام بر بحران آفرینان چیره شده و بر اوضاع مسلط است. خاتمی می‌خواهد این بخش شیرین ماجرا که فتنه‌گران به دام افتاده‌اند را خراب کند و با استفاده از عنوان "رئیس‌جمهور سابق " غرب را دچار توهم نموده و به این گمان بیاندازد که "شکاف درون نظام باقی است " البته تردیدی وجود ندارد که جرائم خاتمی از مجموعه جرائمی که دوستان در بازداشت او مرتکب شده‌اند بیشتر است چرا که ریشه‌های این فتنه در دوره‌ی او و با استفاده از امکانات دولت به وجود آمده و پروریده شده‌اند. با این وصف شفاعت خاتمی از مجرمین فقط می‌تواند از خام‌اندیشی و یا وقاحت او حکایت کند.
محمد خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود گفته است: "نمی‌شود به جز یک سلیقه برای همه سلیقه‌ها انواع محدودیت‌ها را ایجاد و انواع اتهامات را ردیف کرد بعد گفت آزادی و مردم سالاری وجود دارد. نمی‌شود کسانی را که در جبهه‌ها بودند و در کنار امام خدمات شایسته‌ای به نظام داشته‌اند را به اتهام دروغ ضدیت با نظام حبس یا حذف کرد. "
جالب این است که آقای خاتمی وقتی در دوم خرداد رأی آورد مخالفان خود را اقلیت می‌خواند اقلیتی که الزاما باید پیام دوم خرداد را درک کنند. حالا هم که طیف او به اقلیت تبدیل شده‌اند و در انتخابات تنها 33 درصد رأی داشته‌اند- که اینک همین رأی را هم از دست داده‌اند- هنوز خود را نماینده "همه سلیقه‌ها " و اکثریت فعلی را که از نحله‌های مختلف شکل گرفته‌اند را "تنها یک سلیقه " خوانده است و بعد می‌گوید همه سلیقه‌ها محدود شده و انواع اتهامات به سوی آنان سرازیر است. واقعا این انواع اتهامات چیست؟ یکی از آنان این است که طیف خاتمی با اعلام پذیرش چارچوب نظام در انتخابات شرکت می‌کنند ولی اگر رأی نیاورند چارچوب شکنی می‌کنند. آیا غیر از این است؟ آنان از انتخابات مهر 69 تا آخرین انتخابات این کار را نکردند؟ مردم می‌گویند شما قانون اساسی و روح اصلی آن "اصل ولایت فقیه " را قبول ندارند و به آن ملتزم نیستند. آیا خاتمی و ... در همین انتخابات اخیر به راه قانون اساسی و توصیه مشفقانه ولی فقیه عمل کردند یا این دو را پشت سر گذاشتند و به آشوب روی آوردند؟ مردم می‌گویند خاتمی و ... امام و راه او را قبول ندارند و اشخاص بی‌ارزشی نظیر "کارل پوپر " و "هابرماس " را به امام ترجیح می‌دهند آیا این همه دعوت جریان فتنه به لیبرالیزم و سکولاریزم معنای دیگری دارد؟ مردم می‌گویند این‌ها به اسلام و لزوم اداره نظام بر اساس برنامه، اصول و روش اسلامی را قبول ندارند و حکومت را مقوله‌ای زمینی - و غیر وحیانی- می‌دانند و از این رو آشوب علیه آن را گناه به حساب نمی‌آورند، مگر غیر از این است؟
مردم می‌گویند برای فتنه‌گران استقلال این مملکت ارزشی ندارد و مطلوب آنان در الحاق ایران به نظام ناعادلانه کنونی جهان است. مگر جلایی‌پور یکی از اعضای تیم و از دوستان خاتمی در سرمقاله "جامعه " ننوشت: "استقلال در این زمانه معنای خود را از دست داده و تأکید بر آن خلاف مصالح ملی است " و مگر در عمل دولت خاتمی تا آخر بر این منهاج نبود؟
مردم می‌گویند خاتمی و دوستانشان اعتقادی به اعتلای کشور ندارند و حفظ رابطه دوستانه با فرانسه و انگلیس و ... را بر اعتلای کشور ترجیح داده و حتی آن را عین اعتلای کشور می‌دانند مگر غیر از این است؟ مگر دبیر شورای امنیت ملی خاتمی - حسن روحانی- در ملاء عام نگفت "افتخار ما این است که برنامه هسته‌ای را تعلیق کردیم ولی نگذاشتیم در شورای امنیت علیه ما قطعنامه صادر شود " و حال انکه هم هسته‌ای کشور را تعلیق کردند و هم آمریکا ایران را محور شرارت معرفی کرد!
مردم می‌گویند فتنه‌گران برای "اخلاق " و "ارزش‌های انسانی " اهمیتی قایل نیستند و به راحتی آب خوردن اصول اخلاقی و انسانی را زیر پا می‌گذارند مگر کلید گناهان "دروغ " نیست و مگر در یک سال اخیر دروغی بزرگتر از "تقلب 11 میلیونی " وجود داشت و مگر فتنه‌گران به پای این دروغ شاخدار دهها شهروند بیگناه را قربانی نکردند؟ مگر یکی از اصحاب فتنه - مهدی کروبی- در نامه‌ای به دبیر کل سازمان ملل ننوشت که "در زندان به پسر من تجاوز شده " و بعد وقیحانه تصاویری از پسرش را برای "بانی کی مون " ارسال کرد. آیا این وقاحت نیست که خاتمی، کروبی و موسوی دوباره بر کرسی اخلاق و ارزشهای انسانی بنشینند. مردم می‌گویند فتنه‌گران بخشی از برنامه آمریکا برای خاورمیانه‌اند و لذا کاری می‌کنند که آمریکا از آنان مطالبه می‌کند. مگر در آشوب‌های پس از انتخابات مواضع فتنه‌گران ذره‌ای با مواضع اوباما، سارکوزی، میلیبند و مرکل تفاوت داشت؟ مگر آنان با صراحت از موسوی، خاتمی و ... حمایت نمی‌کردند و مگر این‌ها از طریق رسانه‌های آنان شهروندان ایرانی را به شورش تشویق نمی‌کردند؟
با این وصف چرا فتنه‌گران از عناوین "رزمنده دفاع مقدس و کنار امام بودن " استفاده می‌کنند مگر نه این است که امام و رزمندگان دفاع مقدس در برابر آمریکا و صهیونیسم " "اشداء " بودند و نسبت به نظام جمهوری اسلامی و مصالح آن "رحماء " بودند؟ آیا خاتمی و همگنانش اینگونه بودند یا دقیقا در نقطه مقابل آن قرار داشتند؟ کسی که در اوج آشوب‌ها که نظام باید صلابت خود را به نمایش بگذارد تا فتنه دفع شود می‌رود در کنار آشوب طلبانی که بازداشت شده‌اند می‌نشیند و به آنها قوت قلب می‌دهد و علیه نظام لجن پراکنی می‌کند آیا او با نظام‌ همان کاری کرده که امام می‌کرد؟ آیا در روزی که آمریکایی‌ها قند در دلشان آب می‌شد و برای حمله نظامی به ایران وسوسه شده بودند، خاتمی یک کلمه در مقابل آمریکا سخن گفت؟
خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود گفته است: "من نمی‌گویم که برخی عمدا بنای نادیده گرفتن رای و اراده مردم را دارند و یا می‌خواهند در انتخابات تقلب شود. اگرچه صاحبان این تفکر کم نیستند بلکه می گویم باید آنچه که متناسب با خواست و اراده مردم است و با روح قانون اساسی هماهنگی دارد مبنای کار قرار گیرد تا مردم با آزادی و امنیت در عرصه حضور یابند " این سخنان بیانگر اعتراف خاتمی به عدم وقوع تقلب و حتی بالاتر از آن عدم وجود اراده تقلب در مسئولین فعلی است که البته در عباراتی کاملا در هم تنیده و پرپیچ و تاب بیان کرده است و این نوع از ادبیات مخصوص کسانی است که هیچ راهی به جز اعتراف به حقیقت برایشان باقی نمانده و در همان حال برای آنکه توانایی پذیرش عواقب سنگین اعترافی که ناچارند به آن تن بدهند، ندارند، به گنگ گویی روی می‌آورند. خاتمی عمدا خود را به غفلت زده و دو موضوع "خواست و اراده مردم " و "نتیجه انتخابات " را روی در روی هم قرار داده است این در حالی است که مفهوم و ظرفی ذیل نام "ملت یا مردم ایران " در انتخابات سال گذشته بر خلاف خاتمی با صراحت نظر خود را بیان کرده و اراده خود را اعمال کرده‌اند. مردم ایران در سال گذشته در چارچوب قانون اساسی به پای صندوق‌های رأی آمدند، از مدت‌ها قبل از آنکه به پای صندوق رأی بیایند، فرد مورد نظر خود را انتخاب کرده بودند، دقیقا می‌دانستند رئیس جمهور اسلامی ایران چه مسئولیت‌ها و وظایفی دارد و باید در چه چارچوبی فعالیت کند و روابط او با قوا و مراکز دیگر باید چگونه باشد و در نهایت او به چه میزان در سرنوشت کشور اثرگذار است. 
 

 

بخشی از این مردم ایران، همان حدود 24 میلیون نفری بودند که به دکتر احمدی‌نژاد رای دادند، بخشی از این مردم ایران، همان حدود 13 میلیون نفری بودند که به موسوی رای دادند و ... "مجموعه مردم " در کشور وقتی نتیجه انتخابات اعلام شد، خوشحال شده و آن را "حماسه افتخار‌آمیز " و یک "رکود انتخاباتی " در سطح بین‌المللی ارزیابی کردند. مجموعه این 25 و این 13 میلیون و این ... برخلاف خاتمی و موسوی و ... خود را شکست خورده ارزیابی نمی‌کردند و از رایی که داده بودند پشیمان نبودند اما زمانی که برخلاف توقع و عرف، "نخبگان شکست خورده " بنای نظام ستیزی، "فتنه‌گری " و هنجارشکنی را گذاشتند صف مردم به سرعت از آنان جدا شد. بخصوص پس از خطبه‌های 29 خرداد و روشن شدن موضع نظام، توده‌های مردم در تهران و ... اطراف فتنه‌گران را خالی کرده و رای خود را پس گرفتند. این خواست و اراده مردم بود که همه از آن خبردارند.
کما اینکه خاتمی به خلق واژه‌ای تحت عنوان "روح قانون اساسی " روی آورده تا ستیز خود و همگنانش را با "متن قانون اساسی " توجیه کند و آن را کمرنگ نماید. البته قانون اساسی روح دارد و بیش از پیکره آن اهمیت دارد اما روح قانون از متن قانون برمی خیزد و چه کسی است که نداند "اسلام مداری "، "ولایت محوری "، "مردم سالاری "، "استکبار ستیزی "، "محروم نوازی "، "آزاد منشی " و "استقلال خواهی " هر کدام وجوهی از روح قانون اساسی است که بر اصول دیگر نظیر اختیارات ریاست جمهوری، اختیارات مجلس و ... احاطه و اولویت دارد. حالا واقعا اگر خاتمی و همگنانش را در این وجوه بارز روح قانون اساسی بسنجیم چه وزنی پیدا می‌کنند آیا او و همگنانش آشکارا علیه همه این‌ها شمشیر نکشیدند؟ او آراء مردم را در دو دوره کسب کرد ولی آیا به میثاقی که با آنان بسته بود پایبند ماند آیا او اسلام و ولایت را به قربانگاه لیبرالیزم نبرد و به آن افتخار نکرد؟ آیا او "انتخاب مردم " در 22 خرداد 88 را پاس داشت؟ آیا او "صداقت " که شرط مروت و جوانمردی در مواجهه با مردم است، به خرج داد؟ اگر حتی اندکی به این مسایل‌ اهتمام ورزیده بود در 9 دی از سوی توده‌هایی که دو بار به او رای داده بودند "رجم " نمی‌شد.  

 


او در بخش دیگری از سخنان خود گفته است: "فضای امروز کشور نه متناسب با شأن جمهوری اسلامی و نه به نفع افراد است. فضای امنیتی، سخت‌گیری‌های عجیب و غریب، اتهام‌زنی‌ها، دروغ‌گویی‌ها که به نام نظام حاکم شده و با این دروغ و دروغ پردازی‌ها برخورد نمی‌شود بلکه احیاناً به عنوان مستند برخی برخوردها مورد توجه قرار می‌گیرد " او در عین حال وقتی بنای رسیدگی به دروغ‌های رفقای خود می‌رسد، موضع متفاوتی اتخاذ می‌کند و می‌گوید: "بخش قابل توجهی از زندانیان سیاسی که منتقد و معترض به وضعیت موجود بودند و حتی اگر اشتباهی داشتند حق نبود که بازداشت و محکوم شوند " و بدون ذکر هیچ سند یا دلیلی و در حالی که وانمود می‌کرد از تهمت زدن ناراحت است، گفت: "چرا با خانواده‌های زندانیان که متقاضی حقوق مسلم شرعی و قانونی زندانیان‌شان هستند، برخورد ناروا می‌شود. "
در خصوص این بخش از سخنان محمد خاتمی نکاتی وجود دارد: الف- خاتمی می‌گوید فضای امروز کشور متناسب با شأن نظام و مسئولان آن نیست. این ادعای به ظاهر دلسوزانه را باید کسی بکند که در فتنه عمیق خارجی و داخلی علیه نظام و رهبری آن وارد نشده و در هنگام "فتنه عظیم " به دفاع از نظام پرداخته است.  

 


از سوی دیگر چرا او گمان می‌کند دنیا به نظامی که به براندازانش ترحم روا می‌دارد، به دیده احترام می‌نگرد، ب- خاتمی در یک‌جا از دروغ ناله می‌کند و در جای دیگر از اینکه نظام تعدادی از دروغگویان را به زندان انداخته به شدت ابراز ناراحتی می‌کند و خود را مؤظف به حمایت از آنها می‌داند بالاخره این تناقض چگونه حل می‌شود؟ در انتخابات اخیر عده‌ای با تهمت تقلب، شکنجه، تجاوز و... به اعتبار این مملکت لطمه زده‌اند، این حیثیت مربوط به همه ملت ایران است حالا نظام این‌ها را بازداشت کرده که به قول آقای رمضا‌ن‌زاده - سخنگوی خاتمی - اگر دوره امام بود همه این‌ها اعلام شده بودند. ما چاره‌ای نداریم جز اینکه بگوییم ناراحتی خاتمی از دروغ خود دروغی بزرگتر است.
فرض کنید همین الان محکمه‌ای تشکیل شود و دادستان - به عنوان مدعی‌العوم - از خاتمی بخواهد مدارک، اسناد و شهود خود را برای آنکه با انتساب دروغ فردی را بازداشت کرده‌اند و یا حقوق مسلم شرعی و قانونی زندانیان و خانواده‌های آنان رعایت نمی‌شود، ارائه کند، خاتمی چه پاسخی خواهد داد؟ در واقع خاتمی، موسوی و... در حلقه‌ای قرار گرفته‌اند که اعضای آن "با انتساب دروغ حکم صادر می‌کنند "، "بدون ترس از قیامت آبروی نظام را می‌برند "، "بدون آنکه حق دفاعی برای شهروند جمهوری اسلامی قایل باشند آنان را در روز روشن و در ملاء عام به شهادت می‌رسانند " پایش برسد به انسانها تجاوز می‌کنند، لازم بدانند افراد را خفه کرده و به درون چاه می‌اندازند... و مگر برای این همه دهها سند قطعی وجود ندارد؟ کاش برای خاتمی‌ها، موسوی‌ها، کرباسچی‌ها، کروبی‌ها و... محکمه‌ای برپا شود و شهود مجالی بیابند و اسناد فرصتی...
سعدالله زارعی
انتهای پیام/

من یک دختر محجبه ام !!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خاتمی یه مسئولیتش در جریان فتنه عمل نکرد!!

 

 

علاءالدین بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در یادداشتی که در هفته نامه پنجره منتشر کرده است نوشته است که آقای خاتمی در جریان فتنه به مسئولیت خود عمل نکرد. 

قسمتهایی از این یادداشت را به نقل از فرارو در پی می‌خوانید: 



در فتنه سال 1388 شاهد نوعی هم داستانی برخی افراد شاخص مانند آقای سید محمد خاتمی که طی برهه‎ای در کشور مسئولیت‎‎هایی نیز داشتند با فتنه‎گران بودیم. این افراد، همگرایی خاصی با دشمنان شناخته شده انقلاب اسلامی داشتند 

اگر بخواهیم نظر حضرت امام (رحمت‎الله علیه) را که فرمودند: «هر گاه دشمنان از کسی تعریف و تمجید کردند آن شخص باید نسبت به خودش شک و تردید کند» مدنظر قرار بدهیم، این افراد باید نسبت به رفتار خود تجدیدنظر کنند. 
 


در زمان فتنه، تلویزیون صدای آمریکا و بی‎بی‎سی به‎عنوان شاخص‌ترین دشمنان نظام اسلامی، با حجم عظیم تبلیغات خود، دست به تحریک مردم ایران زدند و از چهره‎‎هایی که از آن‎‎ها به‎عنوان سران فتنه یاد می‎‌شود، حمایت کردند و این افراد هم با سکوت خود به عمل دشمن صحه گذاشتند.

افرادی که دشمنان در جریان فتنه از آن‎‎ها حمایت کردند، در واقع سردمدار جریان انحرافی در کشور بودند. در مورد آقای خاتمی هم باید گفت که وی در جریان فتنه به مسئولیت خود عمل نکرد، در حالی‎که ضروری بود که او در آن مقطع موضع‎گیری شفافی داشته باشد و به‎طور علنی نقطه نظرش را در مورد فتنه و فتنه‎گران اعلام کند. 

البته طی ملاقاتی که هیأت رییسه کمیسیون امنیت ملی مجلس با وی داشت، آقای خاتمی گفت که حدود 30 دقیقه به‎طور تلفنی با میرحسین موسوی و کروبی صحبت کرده و از آن‎‎ها خواسته که نامه‎ای بنویسند تا ماجرا‎های بعد از انتخابات سال گذشته پایان یابد. 

این مسأله هیچ‎گاه منجر به یک موضع‎گیری شفاف از سمت وی نشد و باید گفت که در کارنامه سیاسی این شخص یک اشکال اساسی بزرگ وجود دارد، چراکه آقای خاتمی در زمان فتنه، با توجه به این‎که دشمن نیز به‎دنبال فتنه‎گری بود، موضع خود را اعلام نکرد و از فتنه‎گران برائت نجست و البته این مسأله تا امروز هم به وقوع نپیوسته است و خاتمی در برابر فتنه، موضع خود را به‎طور شفاف بیان نکرده است.

از آن‎جایی‎که دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی همچون آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی در فتنه نقش تأثیر‎گذاری داشتند، ضرورت ایجاب می‎‌کند که هر فرد انقلابی نسبت به فتنه اعلام برائت کند، چراکه دشمنان انقلاب در تلاشند تا نظام اسلامی ما را از بین ببرند و برای رسیدن به این هدف حتی رژیم صهیونیستی دست به حذف فیزیکی دانشمندان کشورمان می‎زند.

بر این اساس باید گفت که به‎طور طبیعی از هر فردی که خود را جزو خانواده انقلاب می‎‌داند، انتظار می‎رود که در مقابل جریانات انحرافی، مانند امام (رحمت‎الله علیه) و مقام معظم رهبری عمل کرده و همانند آیت‎الله خامنه‎ای که از زمان آغاز فتنه تا امروز بار‎ها به تشریح ایجاد فتنه پرداختند آن‌ها نیز موضع خود را اعلام کنند.
 

 

 

 


طبیعی است که موضع‎گیری افراد در قبال مسائل مختلف است که صلاحیت آن‎‎ها را برای حضور در عرصه فعالیت‌‎های سیاسی همسو با نظام جمهوری اسلامی ایران مشخص می‎‌کند، بر این اساس به‎نظر می‎رسد آن چیزی که از سوی آقای خاتمی به‎عنوان شرایط برای حضور اصلاح‎طلبان در عرصه سیاسی کشور بیان شده است موضوعی نیست که در بازار سیاسی کشورمان خریدار داشته باشد و باید گفت که اساسا آقای خاتمی در جایگاهی نیست که بخواهد برای نظام شرط بگذارد.

البته باید توجه کرد که طبق فرمایش امام (رحمت‎الله علیه) میزان رأی ملت است و این میزان، تنها رایی نیست که از سوی مردم به صندوق‌‎های رأی ریخته می‎‌شود، بلکه نظر و قضاوت مردم را هم شامل می‎‌شود.

امروز دید، نگاه، عمل و عکس‎العمل مردم در قبال سردمداران فتنه88 را همه ملاحظه می‎‌کنند و حضور مردم در راهپیمایی‌‎هایی مانند 22 بهمن شاهدی بر این موضوع است. باید توجه کرد که مردم صاحبان اصلی این انقلاب اسلامی هستند و حساب‎شان با اقشاری مانند نیرو‎های مسلح فرق می‎‌کند و زمانی‎که اکثریت قاطع ملت نسبت به انحرافات و کجی‌‎ها از خود عکس‎العمل نشان می‎‌دهند، ملاک اساسی و قضاوتی مهم برای جایگاه فتنه‎گران در سطح جامعه است 

 

نوکیا و جاسوسی!! "nokia and spy"

 

 

 

 

 خبرگزاری فارس: هیات مدیران خبررسانی آمریکا برای پیشبرد برنامه‌های خود، در گوشی‌های نوکیای فروخته شده به چین، دستگاهی نصب کرده که تاکنون صدها هزار کاربر برنامه‌های صدای آمریکا را از طریق آن دانلود کرده‌اند.

به گزارش خبرنگار دیپلماسی عمومی خبرگزاری فارس، شورای دولتی پخش برنامه‌های رادیو و تلویزیون آمریکا (BBG) که دیپلماسی رسانه‌ای دولت آمریکا را طراحی می‌کند، در بودجه مالی سال 2011 خود به کنگره مبلغ 768 میلیون و 778 هزار دلار درخواست کرده است.

فصل سوم این گزارش به عملیات‌های خبررسانی بین‌المللی آمریکا اختصاص دارد که به تشریح مباحث مربوط به هدایت این سازمان، صدای آمریکا، دفتر خبررسانی کوبا، خدمات مهندسی و فنی، و مدیریت و پشتیبانی اداره خبر رسانی بین‌المللی (بی‌بی‌جی) پرداخته است.

خبرگزاری فارس به منظور آگاهی بخشی به مخاطبان خود متن کامل این گزارش را در چند قسمت منتشر می‌کند، آنچه در پی می‌آید بخش‌ پایانی فصل سوم این گزارش است که جزئیات برنامه‌ها و اهداف دفتر مدیریت و پشتیبانی اداره خبررسانی آمریکا اختصاص دارد.

وظایف "اداره خبررسانی بین‌المللی " عبارتند از: ارائه منابع انسانی، فرصت‌های شغلی مساوی، تدارکات، امنیت، تکنولوژی اطلاعات، مدیریت اجرایی، گرافیک، تحقیق، برنامه‌های سردبیری، آموزش، و خدمات ارزشیابی برنامه‌های پخش شده برای کارکنان هیأت مدیران خبررسانی، صدای آمریکا، و رادیو/ تلویزیون مارتی.

این سازمان همچنین: بازاریابی، امور مربوط به خدمات پخش و جایگذاری برنامه‌ها را برای تمام سازمان‌های زیرمجموعه هیأت مدیران خبررسانی انجام می‌دهد، و نیز یک شبکه جهانی از سایت‌های فرستنده و سیستم گسترده‌ای از فیبرهای نوری و ماهواره‌های اجاره‌ای و همچنین یک سیستم پخش اینترنتی در حال توسعه را مدیریت می‌کند.

دفاتر زیر مجموعه ریاست بخش پشتیبانی و مدیریت اداره خبررسانی بین‌المللی عبارتند از:

دفتر مدیریت اداره خبررسانی بین‌المللی، رهبری و رهنمودهای لازم را برای مدیریت اداره خبررسانی بین‌المللی ارائه می‌کند. این دفتر همچنین با "دفتر بازرسی کل " و "دفتر پاسخگویی دولت " ارتباط برقرار کرده و همچنین مدیریت سوابق و فرم‌ها، سیستم هدایتی سازمان، پست، چاپ و دیگر خدمات مربوطه اجرایی و مدیریتی را بر عهده دارد.

دفتر سیاستگذاری، برنامه‌های سردبیری و دیگر برنامه‌های روزانه رادیویی، تلویزیونی و اینترنتی شامل سیاست‌های رسمی دولت آمریکا را برای استفاده در تمام سرویس‌های زبان‌های خارجی صدای آمریکا ارائه می‌کند.

دفتر حقوق مدنی، به کارکنان خدمات مشاوره‌ای ارائه کرده، تحقیقات انجام داده و تصمیمات نهایی سازمان در مورد شکایات مرتبط با "فرصت‌های شغلی برابر " را اعلام می‌کند. دفتر حقوق مدنی رهنمودهایی نیز برای مدیران هیأت مدیران خبررسانی ارائه می‌کند تا تصمیمات استخدامی آنها خالی از هرگونه ملاحظات نژادی، رنگ‌پوست، جنسی، تمایلات جنسی، ملیت، سن، ناتوانی فیزیکی، یا ترس از انتقام باشد. دفتر حقوق مدنی همچنین برنامه‌هایی برگزار کرده و در آنها تنوع قومی بالای سازمان و دستاوردهای زنان و مردانی که متعلق به فرهنگ‌ها و قومیت‌های متنوعی هستند، جشن گرفته می‌شود.

دفتر منابع انسانی خدمات مدیریتی پرسنلی در سراسر جهان را انجام می‌دهد. دفتر منابع انسانی سیاست‌ها و برنامه‌های پرسنلی را در راستای برآورده ساختن نیازهای ویژه خبررسانی بین‌المللی تدوین می‌کند. این برنامه‌ها و سیاست‌ها در حوزه استخدام و جایگزینی، مدیریت حقوق و منصب، روابط کارکنان، مدیریت عملکردها و مزایا، و آموزش و توسعه نیروی انسانی تدوین می‌گردند.

دفتر امنیت مسئول حفظ امنیت پرسنل، دارایی‌ها و مطالب طبقه‌بندی شده هیأت مدیران خبررسانی در سراسر جهان است. این دفتر همچنین باید اطمینان حاصل نماید که افراد استخدام شده بر اساس دستورالعمل‌های ذکر شده در قوانین اجرایی 10450 و 12968 گزینش شده‌اند و دارای صلاحیت امنیتی لازم برای مناصب مورد نظر هستند.

دفتر قراردادها، تمام قراردادهای مالی مرتبط با شبکه خبررسانی جهانی و دیگر عملیات‌های پشتیبانی خبررسانی را طرح، مدیریت و پیاده‌سازی می‌کند. دفتر قراردادها به عنوان مشاور اصلی اداره خبررسانی بین‌المللی در حوزه اعتبارها و توافقنامه‌های همکاری عمل می‌نماید. این دفتر مسؤول بررسی جنبه‌های تجاری اعتبارها و توافقنامه‌های داخلی و خارجی برنامه‌های کمک‌های فدرال است.

دفتر بازاریابی و جایگذاری، مسؤولیت بازاریابی و جایگذاری برنامه‌ها در ایستگاه‌های محلی FM،‌ موج متوسط و تلویزیونی، اینترنت، و رسانه‌های جدید شامل تلفن‌های همراه دارای امکانات اینترنتی و دیگر دستگاه‌های موبایل را بر عهده دارد. دفتر بازاریابی و جایگذاری با استفاده از تحقیقات بازاریابی، فنون پخش تجاری برنامه‌ها، و پیشرفت‌های حوزه رسانه‌های جدید، دسترسی خبررسانی بین‌المللی آمریکا به مخاطبین را توسعه می‌دهد. "بخش گرافیک " طراحی‌های گرافیکی و خدمات تصویری ارائه کرده و همچنین برنامه‌های هدایتی صدای آمریکا، برنامه‌های افزایش مخاطب و نیز اطلاعات وب‌سایت‌های صدای آمریکا را تدارک می‌بیند.

دفتر بازبینی عملکرد، مسئولیت بازبینی و سنجش محصولات تلویزیونی، رادیویی و اینترنتی صدای آمریکا و دفتر خبررسانی کوبا را بر عهده دارد. دفتر بازبینی عملکرد، همچنین، تحقیقات بازاریابی و داده‌های دقیق و سروقت در مورد مخاطبین که برای تصمیم‌گیری در مورد برنامه‌ها، پخش و بازاریابی ضروری هستند، را از طریق شرکت‌های خارج از سازمان تهیه می‌کند. دفتر بازبینی عملکرد از طریق تحلیل‌های خارج و داخل سازمان در مورد محتوا و نحوه ارائه برنامه‌ها، اطمینان حاصل می‌نماید که برنامه‌ها در راستای دستیابی به نقشه استراتژیک هیأت مدیران خبررسانی قرار دارند، مطابق با بالاترین استانداردهای ژورنالیسم خبررسانی بوده، در تطابق با قوانین قرار داشته، و همچنین نیازهای اطلاعاتی مخاطبین هدف را کاملا تأمین می‌نمایند.

اداره خبررسانی بین‌المللی در سال مالی 2009، "دفتر رسانه‌های جدید " را تأسیس نمود تا استفاده فزاینده صدای آمریکا از اینترنت، دستگاه‌های موبایل، رسانه‌های اجتماعی و دیگر پلت‌فرم‌های دیجیتالی را مدیریت نماید. این دفتر جدید بر اهمیت رسانه‌های آنلاین و دیجیتال برای اهداف هیأت مدیران خبررسانی تأکید کرده و حوزه اختیارات برای تصمیم‌گیری در مورد بودجه و اولویت‌های رسانه‌های جدید را تعیین می‌کند.

رویدادهای مهم و دستاوردهای برنامه‌ها در سال مالی 2009 و 2010

اداره خبررسانی بین‌المللی به منظور استفاده بهتر از تکنولوژی‌ها و تکنیک‌های ارتباطاتی مدرن و نیز درگیرساختن جهان در گفت‌وگو درمورد آمریکا برنامه‌های زیر را پیاده نموده است:

* پیاده‌سازی یک پروژه راهنما برای آزمایش یک سیستم جدید مدیریت محتوا به نام "کلیک‌ابیلیتی ". وب‌سایت‌های زبان روسی، اسپانیولی و اردو وارد این پلت‌فرم جدید شده‌اند و دفتر رسانه‌های جدید یک وب‌سایت انگلیسی جدید طراحی نموده که در اختیار دیگر سرویس‌های زبان‌های خارجی صدای آمریکا و دفتر خبررسانی کوبا قرار می‌گیرد. واکنش کاربران بدین طرح جدید بسیار مثبت بوده و کاربری اصلاح شده این وب‌سایت‌ها مورد تحسین قرار گرفته.

* ایجاد یک وب‌سایت اجتماعی برای صدای آمریکا با عنوان myVOA.com. این وب‌سایت اطلاعات و اخبار را با ابزار کنش متقابل به مانند وبلاگ‌ها و مجامع اینترنتی ترکیب می‌کند.

* افزایش حجم ترافیک محصولات آنلاین صدای آمریکا، شامل افزایش 35 درصدی بازدید از وب‌سایت صدای آمریکا (VOANews.com) در سال 2009 نسبت به سال 2008 و ثبت رکورد حجم ترافیک در زمان اعتراضات به انتخابات ریاست‌جمهوری ایران.

*‌ گسترش دسترسی به مخاطب از طریق رسانه‌های اجتماعی، شامل بیش از 25 کانال سرویس‌های زبان‌های خارجی آمریکا در یوتیوب، یک آرشیو بزرگ پادکست در "آی‌تیونز "، و تعداد فزاینده وبلاگ‌های فارسی، انگلیسی، ویتنامی، چینی و روسی. بسیاری از سرویس‌های صدای آمریکا اخبار را به تویتر نیز ارسال کرده و در فیس‌بوک صفحاتی برای خود ایجاد کرده‌اند.

*‌ عقد شراکت با شرکت‌های ارائه دهنده خدمات موبایل در آفریقا و سرویس‌های پیام کوتاه در اندونزی.

*‌ همکاری بین شاخه چینی صدای آمریکا و شرکت نوکیا برای توزیع برنامه‌های آموزش زبان انگلیسی در دستگاه‌های موبایل فروخته شده در چین. تاکنون صدها هزار کاربر، برنامه‌های صدای آمریکا را از طریق این دستگاه‌ها دانلود کرده‌اند.

* ایجاد وب‌سایتی به نام "یو‌اس‌ای 110 " (USA101.com) برای ارائه مطالبی که احتمال سانسور آنها توسط دولت چین بسیار کم است مانند برنامه‌های آموزش زبان انگلیسی، برنامه‌های موسیقی آمریکایی و نیز یک مجله تلویزیونی به نام "ادیسه فرهنگی " .

به منظور توسعه ظرفیت فرستنده‌ها و دسترسی به مخاطبین در کشورهای با اولویت بالا فعالیت‌های زیر انجام گرفته‌اند:

** در ژانویه 2009، صدای آمریکا شروع به پخش برنامه‌هایی از فرستنده‌های قوی موج متوسط در کره جنوبی نمود، امواجی که تا اعماق کره شمالی نفوذ می‌کردند.

** "شرکت خبررسانی پاکستان " (PBC)، یک شبکه FM دولتی، شروع به پخش روزانه یک ساعت برنامه سرویس اردوی صدای آمریکا نمود. شرکت خبررسانی پاکستان خلاصه برنامه‌های سرویس پشتوی صدای آمریکا را نیز پخش می‌کند. "دفتر جایگذاری برنامه‌ها و بازاریابی " قصد دارد این فعالیت‌ها را از طریق همکاری با شرکت خبررسانی پاکستان، دولت پاکستان و وزارت امور خارجه از سر گرفته و توسعه بخشد.

** صدای آمریکا یک برنامه خبری جدید به زبان اسپانیولی به نام "ال‌موندو‌آل‌دیا " از کانال لاتین ام‌جی‌ام آغاز نمود. سرویس تلویزیونی کابلی و ماهواره‌ای ام‌جی‌ام تمام منطقه آمریکای لاتین و جنوبی را پوشش می‌دهد.

** اداره خبررسانی بین‌المللی با شش نماینده بزرگ رسانه‌ای برای پخش برنامه تلویزیونی "این‌فوکوس " در آفریقا به توافق رسیده است.

** اداره خبرسانی بین‌المللی به جایگذاری برنامه "فرای سرخط اخبار " در "جئو‌تی‌وی " پاکستان ادامه می‌دهد. "دفتر جایگذاری برنامه‌ها و بازاریابی " بازارها را زیر نظر گرفته و برای متنوع‌سازی جایگذاری‌ها با دیگر شبکه‌ها ارتباط برقرار می‌کند.

** اداره خبررسانی بین‌المللی توافقات بلندمدت خود با "رادیو تلویزیون افغانستان " (RTA) برای پخش برنامه‌های "تلویزیون آشنا " به زبان‌های اردو و پشتو در ساعات اوج جذب مخاطبین را ادامه می‌دهد. علاوه بر این، "دفتر جایگذاری برنامه‌ها و بازاریابی " در حال ارائه آموزش‌های رسانه‌ای و آموزش آگهی‌های تجاری برای "رادیو تلویزیون افغانستان " است.

** "دفتر جایگذاری برنامه‌ها و بازاریابی " با کمک اداره خبررسانی بین‌المللی و سرویس آفریقای صدای آمریکا، یک ایستگاه رادیویی در هارگسیا در سومالی راه‌اندازی نمود و انتظار می‌رود در سال مالی 2010 نیز یک ایستگاه موج FM در موگادیشو مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

به منظور ارتقاء پخش برنامه‌ها از طریق تمام پلت‌فرم‌های مربوطه و نیز بهینه ساختن عملیات‌های پخش، فعالیت‌های زیر انجام گرفته‌اند:

*** شبکه توزیع جهانی اداره خبررسانی بین‌المللی نیازهای جدید حوزه خبررسانی را برآورده می‌سازد، این شبکه یک برنامه اطلاعاتی و خبری جدید برای دارفور پخش می‌کند که توسط شبکه‌های خبررسانی خاورمیانه تولید شده‌اند. شبکه توزیع جهانی همچنین فرستنده‌های هشت کشور را تقویت کرده است.

*** "دفتر جایگذاری برنامه‌ها و بازاریابی " مذاکراتی با شرکت‌های ارائه دهنده خدمات اینترنتی چون "لایو‌استیشن " و "تی‌وی‌یو نت‌وورکز " آغاز نموده تا برنامه‌های تلویزیونی هیأت مدیران خبررسانی را به طور زنده پخش نمایند. دفتر آسیای شرقی و اقیانوسیه "دفتر جایگذاری برنامه‌ها و بازاریابی " در بانکوک کمک‌های لازم را برای شرکت صدای آمریکا در سرویس "اخبار در زمان درخواست " که توسط شرکت تلفن همراه "ای‌آی‌اس " تایلند پیاده می‌شود، ارائه نمود.

*** "دفتر جایگذاری برنامه‌ها و بازاریابی " قراردادی با "گروه رسانه اس‌ام‌اس " امضاء نمود تا برنامه‌های نهادهای خبررسان هیأت مدیران خبررسانی را از طریق 600 شرکت اوپراتور تلفن همراه در 200 کشور جهان توزیع نماید. یک آگهی تجاری مورد تأیید اداره خبررسانی بین‌المللی که در کنار این پیامک‌های قرار خواهد گرفت هزینه‌های این عملیات را تأمین خواهد نمود.

دفتر سیاست‌گذاری به منظور انجام مأموریت خود یعنی "انتشارا شفاف و کامل سیاست‌های آمریکا " فعالیت‌های زیر را انجام داده است:

**** افزایش تولید گزارش‌های سرمقاله‌ مانند برای سرویس‌های رادیویی صدای آمریکا. رئیس یکی از گروه‌های حقوق بشر آذری‌های ایران، در زمان ادای شهادت در کنگره، انتشار برخی از این گزارش‌ها را با آزاد شدن زندانیان ایرانی آذری توسط مقامات ایرانی، مرتبط دانست.

**** دفتر سیاستگذاری وب‌سایت خود را نیز بازسازی کرده و منبعی اصلاح شده برای کاربران سازمان و یا مخاطبین خارج از سازمان ارائه نموده است.

دفتر بازبینی عملکرد به منظور یکپارچه‌سازی کارکردهای پشتیبانی با استراتژی‌های خبررسانی و اهداف اجرایی، فعالیت‌های زیر را انجام داده است:

***** دفتر بازبینی عملکرد تاکنون نزدیک به 40 گزارش بازبینی در مورد سرویس‌های صدای آمریکا و دفتر خبررسانی کوبا انجام داده و به منظور بهبود برنامه‌ها 800 پیشنهاد مطرح کرده است. این بازبینی‌ها شامل ترجمه انگلیسی برنامه‌های منتخب برای سرویس‌های مهم، هستند. هم‌اکنون حوزه عمل بازبینی‌ها گسترش یافته و شامل عملیات‌های صدای آمریکا، دفتر مهندسی اداره خبررسانی بین‌المللی و "دفتر جایگذاری برنامه‌ها و بازاریابی " اداره خبررسانی بین‌المللی شده است.

***** دفتر بازبینی عملکرد توجه خود را علاوه بر برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی معطوف به محتوای برنامه‌های پخش شده صدای آمریکا/ دفتر خبررسانی کوبا در پلت‌فرم‌های چند رسانه‌ای شامل وب‌سایت‌‌ها و دستگاه‌های موبایل کرده است. در سال مالی 2009، معیار ارزیابی تهیه شده برای برنامه‌های وب‌محور صدای آمریکا با موفقیت در بازبینی چند وب‌سایت، منجمله وب‌سایت‌های روسی و ونزوئلایی، مورد استفاده قرار گرفت. بدین ترتیب پیشنهادهایی مفید و سر وقت به سرویس‌هایی که تمرکز زیادی بر اینترنت دارند ارائه شد.

***** معیارها‌ی ارزیابی، استانداردها، روش‌های امتیازبندی و سایر فرآیندهای دفتر ارزیابی عملکرد در تطابق با استراتژی‌های هیأت مدیران خبررسانی در سال‌های 2013-2008 بروزرسانی می‌‌شوند. هم‌اکنون صدای آمریکا و دفتر خبررسانی کوبا موظف شده‌اند بر اساس تحقیقات اخیر و نیز استراتژی‌های هیأت مدیران خبررسانی برنامه‌های استراتژیک سه ساله تدوین نمایند.

***** بخش تحقیقات اداره خبررسانی بین‌المللی به مذاکره با شرکت‌های مشاوره‌ای/ تحقیقاتی ادامه می‌دهد تا تحلیل‌های مشروح‌ و پیشنگرانه‌ای در مورد ضریب نفوذ و آینده احتمالی پلت‌فرم‌های مختلف در کشورهای کلیدی هدف برای صدای آمریکا و اداره خبررسانی بین‌المللی، تهیه نماید. این امر کمک خواهد کرد یک پایگاه اطلاعاتی منسجم در مورد تکنولوژی‌های رسانه‌ای جدید ساخته شود. بدین ترتیب صدای آمریکا و دفتر خبررسانی بین‌المللی خواهند توانست تصمیماتی منطقی و بازار محور در مورد برنامه‌سازی و سرمایه‌گذاری در سیستم‌های جدید توزیع اتخاذ نمایند.

***** بخش تحقیقات اداره خبررسانی بین‌المللی مجموعه‌ای از مطالعات کیفی انجام داده است تا رفتار "اولین پذیرندگان " رسانه‌های جدید در بازارهای مورد علاقه صدای آمریکا/ اداره خبررسانی بین‌المللی/ هیأت مدیران خبررسانی، ‌شامل پاکستان، کنیا، نیجریه و اندونزی، را شناسایی نماید.

***** پرسشنامه‌های استاندارد تحقیقات مورد بازنگری قرار گرفته‌اند تا سؤالات مرتبط با رسانه‌های جدید نیز در آنها گنجانده شود و بدین ترتیب میزان نفوذ محصولات پخش شده صدای آمریکا از طریق روش‌های جدید و نیز تأثیر و کیفیت محتوای ارائه شده توسط ابزار دیجیتالی، مورد ارزیابی قرار گیرند.

***** دفتر کارمند مالی ارشد یک سیستم تدارکات و مدیریت مالی یکپارچه به نام "مومنتوم " را وارد چرخه فعالیت نموده است. به منظور پشتیبانی از این سیستم، دفتر قراردادها فرایندهای مربوط بدین سیستم را پیاده نموده و به کاربران و مدیران آموزش‌های لازم را ارائه نمود.

***** دفتر قراردادها با اجرای قراردادهای مختلف به مانند قراردادهای "پخش نامحدود " و "توافقات خرید پوششی " تغییراتی بوجود آورد تا زمان لازم برای تصویب قراردادها را کاهش دهد.

سازمان به منظور بهبود مدیریت سرمایه انسانی استراتژیک فعالیت‌های زیر را پیاده نموده است:

****** سازمان "برنامه جانشینی و سرمایه انسانی " را بروزرسانی و توسعه داده است. این برنامه توسط گروهی از مدیران سازمان و بر اساس داده‌های اخذ شده از مدیران سراسر سازمان پیش‌نویس شده بود.

****** در سال مالی 2009، 78 کارمند برای بازنشستگی پیش از موعد تعیین گردیدند تا بدین ترتیب هزینه‌ها کاهش یافته و مهارت‌های موجود در محیط کاری دوباره شکل‌دهی شوند. اختیارات هیأت مدیران خبررسانی برای اعطای بازنشستگی پیش از موعد در 30 سپتامبر 2009 پایان یافت. سازمان خواهان تمدید این اختیارات در سال‌های مالی 2010 و 2011 است.

****** بودجه‌های آموزشی با مشاوره صدای آمریکا و دیگر نهادهای اختصاص داده شدند. آموزش خبررسانی شامل آموزش در حوزه نوآوری‌های تلویزیونی و اینترنتی نیز شد.

اهداف اجرایی سال مالی 2011

دفتر "مدیریت و پشتیبانی " اداره خبررسانی بین‌المللی به هدایت عناصر مختلف اداره خبررسانی بین‌المللی و یکپارچه‌سازی کارکردهای پشتیبانی شامل خدمات پرسنلی، آموزش، برنامه‌های فرصت‌ها شغلی برابر، امنیت، تدارکات، بازاریابی، جایگذاری برنامه‌ها، ارزیابی برنامه‌ها، و تحقیقات، با تووجه به استراتژی‌ها و اهداف اجرایی زیر ادامه خواهد داد:

- بهبود فرایندهای کسب دارایی و نظارت در سازمان با هدف صرفه‌جویی 4 درصدی در قرادادها.
- پشتیبانی از تمام برنامه‌ها با پخش مناسب برنامه‌ها و ابزار مدیریتی اجرایی.
- افزایش آگاهی‌رسانی در مورد برنامه‌های هیأت مدیران خبررسانی در بازارهای مهم از طریق تبلیغات و آگهی‌های تجاری.
- استفاده از تحقیقات به منظور مشخص ساختن مخاطبین هدف مناسب؛ رسانه‌های ترجیحی، شامل تلویزیون؛ و فرمت‌ها و محتوایی که در نظر مخاطبین جذاب هستند.
- ایجاد فایروال و و ارزیابی مداوم کیفیت برنامه‌ها بر اساس ژورنالیسم خبری مدرن از طریق بازنگری‌ سالیانه عملکردهای تمام سرویس‌های خبررسانی.
- تأمین نیروی کاری سریع، ماهر، متنوع و باانگیزه لازم برای تحقق اهداف و مأموریت هیأت مدیران خبررسانی.

افزایش‌های برنامه‌های سال مالی 2011، توسعه FM، و رسانه‌های جدید و دیجیتالی (1.6 میلیون دلار)

هیأت مدیران خبررسانی پیشنهاد می‌کند توانایی‌های این سازمان در حوزه بازاریابی و توزیع محوا در پلت‌فرم‌های متعدد افزایش یابد تا کاربران شبکه موبایل بتوانند، علی‌رغم محدودیت‌های ناشی از مکان یا دستگاه یا فرمت، به وب‌سایت‌های سرویس‌های زبانی چند رسانه‌ای جذاب در تلفن‌های همراه دسترسی یابند.

کاهش‌های برنامه‌های سال مالی 2011

درخواست بودجه سال مالی 2011 اداره خبررسانی بین‌المللی شاهد کاهش در هزینه‌های خدمات قراردادی از طریق بهبود عملکردها (0.1 میلیون دلار) و کاهش هزینه‌های عملیاتی (0.1 میلیون دلار) است.

هیأت مدیران خبررسانی بودجه درخواستی اداره خبرسانی بین‌المللی را در سال مالی 2011، 48.8 میلیون دلار اعلام کرده است.

حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان نوشت:

1- شاید برخی از شخصیت های محترمی که مخاطب این نوشته اند با خواندن این وجیزه ابرو درهم کشیده و نگارنده را ملامت کنند که «اندازه نگاه نداشته»! و به ساحت واجب الاحترام «مرجعیت» بی اجازه سرک کشیده است! ولی از آنجا که موضوع یادداشت پیش روی یک هشدار دلسوزانه است و این هشدار با پیوستی از شواهد و اسناد آشکار نیز همراه است، باید از آن تلقی «خدمت» کرد و چه بهتر که این خدمت نثار برخی از مراجع عظام و شخصیت های گرانقدر روحانی شود که پدران معنوی و دلسوز ملت اند و شایسته خدمت.  



2- «حرکت از پله دوم» که گاه به اختصار «پله دوم- SECOND STEP» نیز نامیده می شود یکی از معروفترین شگردهای عملیات روانی است. این شگرد، مخصوصا در جریان فتنه 88 از سوی مدیران بیرونی فتنه و ستون پنجم داخلی آنها به فراوانی مورد استفاده قرار گرفته است. در این شگرد، بخش اول یک رخداد و یا ماجرا که نقطه آغازین آن است حذف شده و نادیده گرفته می شود و در همان حال، روی پله دوم ماجرا، که نتیجه منطقی و پی آمد طبیعی پله اول است، تاکید ورزیده و بزرگنمایی می کنند به گونه ای که انگار تمام ماجرا همان پله دوم بوده است! فرض کنید از پنجره رو به کوچه خانه خود شاهد سیلی زدن شخصی به چهره شخص دیگری هستید. در این حالت بدیهی است احساسات انسان دوستانه شما تحریک شده و حمایت از شخص سیلی خورده را که مظلوم می پندارید، وظیفه خود بدانید، اما، اگر این صحنه فقط پله دوم از یک ماجرا باشد و شما هر دو پله را با هم و در کنار هم شاهد باشید، به یقین قضاوت دیگری خواهید داشت. 
 


مثلا اگر باخبر شوید که شخص سیلی خورده در چند کوچه دورتر از میدان دید شما، با دشنه به عابر بی پناهی حمله ور شده و ضمن ضرب و شتم و دریدن سر و سینه وی، کیف پول و سایر اموال منقول او را به سرقت برده است، نه تنها از سیلی خوردن این سارق مسلح احساسات انسان دوستانه شما جریحه دار نمی شود، بلکه آن مجازات را برای جرم بزرگی که مرتکب شده است، ناکافی و ناعادلانه نیز تلقی می کنید. 
 


در جریان فتنه 88 بارها شاهد بوده ایم مدیران بیرونی فتنه که هدایت عملیات روانی- رسانه ای را در اختیار داشته و دارند و نیز، عوامل داخلی آنها، به این شگرد متوسل شده اند. آنها در گزارش رخدادها و جنایاتی که فتنه گران مرتکب شده اند، پله اول را نادیده گرفته و پله دوم را در شیپورهای فریب تبلیغاتی خود دمیده اند.  



اعضای مرکزیت فلان حزب و فلان سازمان، به جرم جاسوسی برای بیگانگان و در حالی که مشغول تبادل اطلاعات با افسران اطلاعاتی سفارتخانه های اروپایی و یا دریافت تجهیزات جاسوسی از واسطه سفارتخانه فلان کشور عربی بوده اند بازداشت شده و با توجه به اسناد غیرقابل انکار به وطن فروشی و خیانت خود اعتراف کرده اند.  



آن دیگری در حالی که با اسلحه گرم به عابران حمله ور شده و تعدادی از آنان را مجروح کرده و در مواردی به قتل رسانده است، تحت تعقیب قرار گرفته و زندانی شده است. آن چند فتنه گر راننده یک خودروی عبوری را تنها به این جرم(!!) که ظاهر حزب اللهی و متدین دارد، از اتوموبیل پیاده کرده و او را پیش چشم گریان و فریادهای مضطربانه و نگران همسر و فرزند خردسالش به قتل رسانده اند و آن دیگری و آن یکی و آن.... 

رسانه های تحت مدیریت رهبران بیرونی فتنه و سایت های وابسته به سران فتنه که برخی از آنها- از جمله سایت کلمه متعلق به موسوی- از بیرون بارگزاری می شود، در تمامی موارد یاد شده بی آن که به وطن فروشی و جنایات هولناک انجام گرفته از سوی فتنه گران زندانی کمترین اشاره ای کنند، درباره بازداشت این جنایتکاران قاتل و جاسوس و این که چرا دور از خانه و کاشانه خویش به سر می برند، مرثیه می سرایند! آنها، حتی از ماجرای مشمئزکننده زن خطاکاری که بعد از رابطه نامشروع با دیگران، همسر خود را مظلومانه به قتل رسانده است و هیچ ربطی به مسائل سیاسی نیز ندارد، نمی گذرند و بی آن که به جنایت انجام گرفته از سوی این زن قاتل اشاره ای کنند، حکم اعدام او را بهانه ای برای سیاه نمایی و نشانه ای از ناعادلانه بودن احکام قضایی نظام اسلامی قلمداد می کنند و این رشته سر دراز دارد. 
 


و اما، وارونه نمایی فتنه گران موضوع این نوشته نیست، چرا که به قول حضرت سجاد(ع) دشمنان اسلام «احمق» هستند و خداوند تبارک و تعالی به برکت خون شهدا، به مردم این مرز و بوم بصیرت بخشیده است تا آنجا که حنای وطن فروشان در میان مردم کمترین رنگی ندارد. حماسه 9 دی با آنهمه عظمتی که داشت و دارد، فقط یک نمونه از بصیرت ملت است و ... 
 


3- مدتی است که جمعی از اعضای خانواده فتنه گران زندانی با مراجعه به بیوت برخی از مراجع عظام و دروغ بافی درباره شرایط زندان و ادعای بی گناهی بازداشت شدگان، علیه جمهوری اسلامی ایران و مردم شریف و پاکباخته آن دست به سیاه نمایی می زنند و خبر مربوط به این دیدارها با آب و تاب و شاخ و برگ فراوان در رسانه های بیگانه منتشر و اساساً برای همان رسانه های نیز تهیه می شود. 


 
نگاهی به اخبار و گزارش های مربوط به این دیدارها نشان می دهد مراجعه کنندگان به دفاتر مراجع که از سوی کانون واحدی مدیریت می شوند، در ملاقات خویش با مراجع محترم، از جرایم و جنایات هولناکی که زندانیان مورد اشاره مرتکب شده اند، کمترین سخنی به میان نمی آورند، بلکه به گونه ای حساب شده و با برنامه قبلی به شگرد «حرکت از پله دوم» متوسل شده و دست به مظلوم نمایی می زنند. 

از این طیف- چه آن عده از خانواده ها که می دانند چه می کنند و چه آن عده که نمی دانند و با تحریک دیگران به بازی گرفته شده اند- انتظار چندانی نیست، اما از مراجع و عالمان دینی انتظار دیگری در میان است. چرا؟!... بخوانید! 
 


4- فتنه گران در جریان فتنه 88 که بازداشت برخی از آنان را در پی داشت، به طور آشکار و بدون کمترین پرده پوشی، با بهایی ها، سلطنت طلبان، منافقین، مارکسیست ها و تمامی گروه ها و جریانات تروریستی و مخالف اسلام و نظام ائتلاف کرده بودند. آنها مطابق اسناد غیرقابل انکار موجود، نسخه کودتای مخملی و برگرفته از صهیونیست ها نظیر جرج سوروس، جین شارپ، مایکل لدین و... را دنبال می کردند. مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس، با صراحت از فتنه 88 و سران فتنه حمایت مالی، تبلیغاتی و تدارکاتی داشتند. 

تا آنجا که شیمون پرز از فتنه گران با عنوان «بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران» یاد کرد، نتانیاهو، آنان را سربازان اسرائیل نامید که به نمایندگی از رژیم صهیونیستی با جمهوری اسلامی ایران درگیر شده اند، اوباما، حمایت از فتنه گران را یکی از اصلی ترین محورهای استراتژیک آمریکا برای مقابله با اسلام و نهضت های اسلامی نامید. فتنه گران روز عاشورا، آشکارا به ساحت مقدس حضرت امام حسین علیه السلام اهانت کردند. وجود مبارک حضرت صاحب الزمان(عج) را نفی کردند، مسجد را به آتش کشیدند، روز قدس به نفع اسرائیل شعار دادند، روز 13 آبان، به حمایت از آمریکا عربده کشیدند و... آیا این همه زشتی و پلشتی نفرت انگیز و مقابله آشکار با اسلام و انقلاب و ائمه اطهار(ع) و مردم مسلمان و... قابل انکار است؟ خود فتنه گران که انکار نمی کنند و نمی توانند انکار کنند. 

اکنون با عرض پوزش پیشاپیش، سؤال این است که چرا برخی از مراجع عظام و محترم- فقط برخی از آنها که محترمند و نه برخی دیگر که نه مرجع هستند و نه قابل احترام- وارد این بازی شده و در این بازی دشمن ساخته، چه بخواهند و چه نخواهند، آب به آسیاب دشمنان اسلام ریخته اند؟! 

5- ممکن است گفته شود رسیدگی به مشکلات مردم و شنیدن درد دل ها و شکوه های آنان یکی از وظایف غیرقابل تردید مراجع عظام و علمای بزرگوار اسلام است و در خانه مراجع باید به روی همه مردم باز باشد و از آنجا که خانواده زندانیان فتنه گر نیز بخشی از مردم هستند پذیرش آنها و گوش کردن به خواسته آنان از جمله وظایف و رسالت دینی و علمی مراجع است که باید گفت در صحت و درستی این نکته نه فقط کمترین تردیدی نیست، بلکه این نگاه، حکیمانه و خداجویانه نیز هست ولی سخن این است که پذیرش و ملاقات با خانواده فتنه گران زندانی نباید به گونه ای باشد که تصور حمایت از فتنه را به ذهن مخاطبان بکشاند. راه کار خداپسندانه و منطقی نیز، آن است که ملاقات کنندگان یاد شده با تابلوی حمایت از فتنه گران در بیوت مراجع عظام حاضر نشوند و یا مراجع بزرگوار ضمن پذیرش آنان و نصیحت یا استماع سخنان آنها، با صراحت، موضع خود نسبت به فتنه و اقدامات ضد اسلامی و جنایتکارانه فتنه گران را نیز بیان کنند تا اینگونه ملاقات ها که به یقین و بدون کمترین تردیدی از سوی برخی مراجع عظام با نیت و انگیزه خداپسندانه صورت می پذیرد، از سوی دشمنان به حساب حمایت مراجع بزرگوار از فتنه و فتنه گران نوشته نشود. 

سال 1357 و در هفته های پایانی رژیم آمریکایی شاه، سیدجلال الدین تهرانی که با ترفند آمریکایی ها به عنوان «رئیس شورای نیابت سلطنت»! انتخاب شده بود برای ملاقات با حضرت امام - رضوان الله تعالی علیه- به پاریس رفت. حضرت امام(ره) درباره این ملاقات می فرمایند؛ «به او گفتم، تا استعفا نکنی من با تو ملاقات نمی کنم و او هم استعفا کرد».