
این مطلب در کتاب «شمشیر سرخ، ایده سبز: بررسی شخصیت و انقلاب خونین مختار ثقفی» (نوشته نعمتالله صادقی و سید محمد حضرت موسوی) که در سال 1382 توسط مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما منتشر شده (و احتمالا یکی از متون اصلی تحقیقی نگارش فیلمنامه مختار بوده) نیز آمده است و چندان اختلافی در آن نیست.
تمام داستان مختار ثقفی، در قسمت پخش شده هفته گذشته (با زندانی شدن مختار، که شرح تاریخی آن در بالا آمد) تمام شد. مختار آنگاه که باید سخن میگفت و قیام میکرد (که قطعا شهید میشد)، نگفت و نکرد. و پس از آنکه امام -جلوی چشم کوفیان و با مشارکت ناخواسته آنان- کشته شد، دیگر خون تمام عالم را هم که بریزی، توفیری ندارد، و این است که منتقم خون حسین، مهدی است نه مختار، و مختار فقط کشنده قاتلان آن حضرت است. کما اینکه شیعه پس از حسین، چهارده قرن است که به خود تشر میزند:
بیدرد مردم، ما خدا، بیدرد مردم
نامرد مردم، ما خدا، نامرد مردم
از پا حسین افتاد و ما بر پای بودیم
زینب اسیری رفت و ما بر جای بودیم
از دست ما بر ریگ صحرا نطع کردند
دست علمدار خدا را قطع کردند
نوباوگان مصطفیَ را سر بریدند
مرغان بستان خدا را سر بریدند
در برگریز باغ زهرا برگ کردیم
زنجیر خاییدیم و صبر مرگ کردیم
چون بیوگان ننگ سلامت ماند بر ما
تاوان این خون تا قیامت ماند بر ما
در جمعی که این قسمت سریال مختار را میدیدیم، یکی دو جوان هیأتی بودند که حق را به مختار دادند، و اینکه مختار عمل درستی داشت که سکوت کرد و تسلیم شد تا در آینده کینه را بپراکند. این نوع استدلال مختار و رفتار وی، در زمانی است که حسین خود به خیمه زهیر بن قین میرود و دعوت میکند عبیدالله بن حر جعفی را که با ما بیا. و وقتی عبیدالله بهجای جانش، اسبش را تقدیم میکند، حسین (جان عالمی به فدایش) میگوید که ما خواستار خون توایم، نه اسب و اموالت. مختار نفهمید (یا نخواست که بفهمد) که آنچه اسلام را زنده نگاه میدارد، خون شهدای کربلاست (نه کینه و انتقام)، و خون است که تا ابد جاری است.
مختار به امید انتقامگیری بعدی، یا به هر دلیل دیگری (از جمله قدرت طلبی)، در لحظهای که باید میایستاد، تسلیم شد. و این همان تفاوت «لحظه» مختار و «لحظه» هانی است. مختار سکوت کرد و سریال در مقابل سکوت او هیچ موضعی نگرفت و این باعث میشود که مخاطب حق را به مختار بدهد، یا لااقل او را سرزنش نکند، و از او و سکوت او بیزار نشود (و این امر بهمعنای شکست سریال است).
در حالیکه در حادثه کربلا، هر کس با حسین (علیهالسلام) نبود، رستگار نشد. این مطلب حتی با احتیاط در باره شخصیتی چون محمد بن حنفیه و عبدالله ابن عباس هم صادق است. از حمزه بن حمران نقل شده که در محضر امام صادق (علیهالسلام)، درباره قیام امام حسین (علیهالسلام) و عدم همراهی محمد بن حنفیه سخن گفتیم. امام صادق (علیهالسلام) فرمود: «یا حمزه، انی ساخبرک بحدیث لاتسال عنه بعد مجلسک هذا. ان الحسین (علیهالسلام) لما فصل متوجها، دعا بقرطاس و کتب: بسم الله الرحمن الرحیم. من الحسین بن علیبنابیطالب الی بنی هاشم، اما بعد، فان من لحق بیمنکم استشهد، و من تخلف لم یبلغ مبلغ الفتح والسلام». (ای حمزه. من تو را از حدیثی آگاه خواهم کرد که بعد از این جلسه، دیگراز آن پرسش نکنی. حسین (علیهالسلام) وقتی عازم حرکت شد، کاغذی خواست و در آن نوشت: بسم الله الرحمن الرحیم. از حسین بن علی بن ابی طالب به بنی هاشم، اما بعد، هر کس از شماها به من ملحق شود به شهادت میرسد، و هرکس بازماند به جایگاه فتح و پیروزی نخواهد رسید. والسلام. )
عظمت حادثه کربلا و هنر اباعبدالله (علیهالسلام) در آن است که آنچنان حادثه را دو قطبی کرد که هیچکس در میانه نماند، یا بر حق بود یا بر باطل. و مختار در صف حق نبود. و سریال نتوانست که این تردید را نشان دهد، تردیدی که منجر به سقوط شد.
و سریال شاید نشان از ناخودآگاه شیعه دارد که همواره پرهیز میکند از پرداختن به سکوت کوفیان، و دستی که در خون اباعبدالله داشتند. و این همه تأکید بر شهدا و نپرداختن به مردود شدگان شیعی (چون سلیمان ابن صرد و مختار) شاید گریز از این واقعیت باشد که ما بیشتر شبیه کوفیانیم، تا اصحاب امام حسین. و همه قوت این سریال میتوانست در این باشد که نشان دهد «وقتی که در لحظه تصمیم نمیگیری، هر چه هم که بعد از آن شمشیر بزنی و جانفشانی کنی، دیگر دیر شده است». و مختار قهرمانی است که دیر رسیده است و آنکه دیر میرسد، شجاعت او به هیچ کار نمیآید و همه عالم نیز خونبهای خون مقدس حسین نیست.
نمایش تاریخ در تلویزیون به چه دردی میخورد، اگر نشود هسته مرکزی عاشورا را نشان داد. هسته مرکزی قیام کربلا، شخصیت حسین (علیهالسلام) است که تلویزیون نمیتواند به آن بپردازد. و جلوه دیگر آن، خباثت امویان است و سکوت کوفیان. و وقتی سریال به سرعت از لحظه لغزش مختار میگذرد، یعنی که تلویزیون نیز به فرار مختار از این لحظه، کمک میکند و لابد بعدا سعی دارد تا بر انتقامگیری مختار از قاتلان حسین پس از عاشورا تأکید کند و از این طریق از مختار یک قهرمان بسازد، و این گریز دیگری است از اصل ماجرا. تمام زندگی مختار همان لحظهای بود که در مقابل ابن زیاد سکوت کرد و جان خود را خرید. مانند دیگرانی که میتوانستند در حادثه کربلا حضور داشته باشند ولی لغزیدند و همه عمر پشیمانی آن لحظه را داشتند.
این «لحظه» مختار باید به صد هزار زبان بیان میشد، تا شرمساری بعدی او درست در بیاید (یا بیزاری از سکوت مختار و همراهیاش با ابن زیاد و عبدالله ابن عمر) و کم وزن بودن انتقامگیریاش در مقایسه با پا پس کشیدنش از همراهی با امام حسین (علیهالسلام). اما این لحظه در سریال در نیامده است. یعنی به سرعت گذر کرد و حتی کسی (مثلا کیان، قهرمان ایرانی)، بهعنوان وجدان جمع و سریال، مختار را سرزنش نکرد و مختار خود دچار تردید نشد، بلکه با استواری سخن گفت و نظری داد که بر ابهامها افزود، تا ما نتوانیم با قاطعیت مختار را سرزنش کنیم. و این نقص در بنیان سریالی است که بناست چند ده قسمت دیگر از مختار را نشان دهد که انتقام خون حسین (علیهالسلام) را با کشتار قاتلان آن حضرت میگیرد. ولی در اندیشه شیعی، این همه تلاش به یکی از آن سی سرباز حسین نمیرسد که شب عاشورا از لشگر کوفه به لشگر حسین آمدند.
وقتی نمیتوان دغدغههای یک شخصیت را نشان داد و وقتی که نتیجه سریال بهجای عبرت، میشود قهرمانسازی، چه سود از این همه نمایش و هزینه.
آنهم در زمانی که بزرگترین حماسه جمعی ایرانیان (آیین عاشورا)، سالانه با موفقیت، و بدون هرگونه دخالتی برگزار میشود. و تقلای رسانه برای همپایی با این حماسه جمعی پیشاپیش محکوم به شکست است. نگاه کنید به این روزها که اندک اندک خیمههای عزا برپا میشود، و هیچ هیئتی نیست که شب اول محرم، سخنران نداشته باشد یا در مداح یا در سیستم پذیرایی و مداحی و صوتی آن نقصی باشد، و مقایسه کنید با نحوه ساخت سریالهای مناسبتی سیما، که هنوز هم لحظه آخر میرسد.
و اصولا چه نیازی است به ساخت سریال در باره مختار. اینهمه موضوع هست که در باره آن هیچ نمیدانیم، سلمان هست و تاریخ قرون اولیه هست و تاریخ شکستهای دو سده اخیر و پیروزی درخشان امام خمینی و... و رسانه دست روی چیزی گذاشته که هیچ نمیتواند بگوید، جز برخی اطلاعات اضافی که تأثیری در اصل ماجرا ندارند. چون اصل ماجرا تلویزیونی نیست. و حتی مداحان برجسته نیز «فاش» روضه نمیخوانند.
و باز هم آفرین به فهم سنت مذهبی ایران که هرگز مختار را برجسته نکرده و او را در صف اصحاب و اهل بیت حسین قرار نداده است.
مقاتل از مرگ معاویه آغاز میشود و با بازگشت اسرا به کوفه تمام میشود. در این مقاتل، تنها کسانی در حماسه عاشورا نقش دارند، که در «این فاصله» سخن گفتهاند و جنگیدهاند، و این شامل کسانی هم هست که پس از عاشورا به شهادت رسیدهاند، مانند عبدالله بن عفیف ازدی، و فرستاده قیصر روم در دربار یزید. و اینهاست که شیعه سالانه از آنها یاد میکند. و اصل حرکت مختار برای «بعد» از این دوره است، و دوره مختار فقط بخشی از «تاریخ» است، نه «حماسه عاشورا» و چقدر میان این دو تفاوت زیاد است. و چه اهمیتی دارد تاریخ، وقتی که شیعه، حماسه عاشورا را به زیبایی برگزار میکند. مختار شهید نیست، کشته شده است.
مختار پس از این قسمت تمام شده است. بهدنبال اتفاق تازهای در زندگی مختار نگردید. از او عبرت بگیرید، او یک قهرمان نیست. میتوانست «شهید» باشد، ولی در لحظه، پا پس کشید و ترسید.
گزارش نگاهی گذرا دارد به وضعیت کودکان شیعه در بحرین که به بهانه های مختلف توسط نیروهای امنیتی و پلیس این کشور بازداشت و شکنجه و نیز مورد آزار و اذیت جنسی قرار می گیرند.

اخبار و اطلاعات موجود نشان می دهد که در درگیری های اخیر پیش از انتخابات پارلمانی بحرین، در مجموع 355 نفر بازداشت روانه زندان شدند. 76 تن از بازداشت شدگان کودک بودند. یعنی 21 درصد از مجموع بازداشتی ها را کودکان تشکیل می دادند. 100 درصد کودکان بازداشت شده از شیعیان بودند.
این اخبار و اطلاعات که بخشی از آن در گزارش «مرکز دفاع از حقوق بشر بحرین» منتشر شد، نشان می دهد تمام این کودکان مورد ضرب و شتم، آزار و اذیت جنسی و دیگر انواع شکنجه قرار گرفتند. تصاویر موجود در این گزارش بخش کوچکی از آثار این شکنجه ها را نشان می دهد.

این گزارش می افزاید: نیروهای امنیتی و پلیس بحرین هر از چند گاهی به بهانه های مختلف به مناطق مختلف شیعی و نیز روستاهای دور افتاده حمله می برند و به طور وحشیانه نه تنها افراد بزرگسال بلکه کودکان بی گناه را نیز بازداشت می کنند. ما به شدت نگران آینده این کودکان هستیم.
نام 76 کودک بازداشت شده به همراه سن آنان و تاریخ بازداشتشان به شرح ذیل است:
1 جهاد عقیل الساری (10 ساله) 19/11/2010
2 أیمن جعفر (12 ساله) 13/08/2010
3 محمد علی (12 ساله) 31/08/2010
4 منذر أحمد مهدی (11 ساله) 02/11/2010
5 احمد عبدالمهدی حسن (13 ساله) 25/05/2010
6 محمد امین عبدالحکیم (13 ساله) 25/05/2010
7 محمد أحمد الجبیلات (13 ساله) 27/08/2010
8 سید محمد سید جعفر (13 ساله) 15/10/2010
9 علی جمعة ابراهیم سلمان (14 ساله) 14/05/2010
10 عبدالله الترانجه (14 ساله) 17/05/2010
11 کمیل الحلواجی (14 ساله) 19/05/2010
12 صادق احمد السعید (14 ساله) 18/06/2010
13 سید نوری (14 ساله) 27/08/2010
14 علی بداح (14 ساله) 30/08/2010
15 حسین سید مصطفى (14 ساله) 10/10/2010
16 عمار حسن علی الستری (14 ساله) 20/10/2010
17 سید علی هادی العبار (15 ساله) 15/04/2010
18 سید حسین سید حیدر (15 ساله) 20/05/2010
19 علی محمد جعفر (15 ساله) 18/06/2010
20 طالب أحمد مهدی (15 ساله) 04/09/2010
21 سید یاسر سید خلیل (15 ساله) 19/09/2010
22 محمود رضی مرهون ( 15 ساله) 17/10/2010
23 ابراهیم احمد ابراهیم ( 16 ساله) 17/03/2010
24 منعم احمد الصددی (16 ساله) 17/05/2010
25 علی عباس زهیر (16 ساله) 17/05/2010
26 حسن علی الشیخ (16 ساله) 03/06/2010
27 محمد علی عبدالله (16 ساله) 18/06/2010
28 سید محمد سید جمعة (16 ساله) 18/07/2010
29 محمد علی یوسف (16 ساله) 18/07/2010
30 حسین علی نصیف (16 ساله) 19/07/2010
31 محمود عبدالله جعفر (16 ساله) 21/07/2010
32 حسن عقیل الماجد (16 ساله) 25/08/2010
33 جاسم عبدالله یوسف (16 ساله) 27/08/2010
34 محمد علی مهدی رمضان (16 ساله) 29/08/2010
35 علاء عبدالاله کمال مرهون (16 ساله) 02/09/2010
36 عادل فبصل (16 ساله) 07/09/2010
37 محمد عاشور االتقی (16 ساله) 16/09/2010
38 علی سعد محمد (16 ساله) 01/10/2010
39 صادق خلیل الحایکی (16 ساله) 04/10/2010
40 حسین أبراهیم المقداد (16 ساله) 04/10/2010
41 عبدالله علی سلمان (16 ساله) 08/10/2010
42 مجتبى (16 ساله) 08/10/2010
43 کرار نبیل الحایکی (16 ساله) 10/10/2010
44 سید قاسم سید مصطفى (16 ساله) 10/10/2010
45 حسین القطان (16 ساله) 13/10/2010
46 عیسى علی سرحان (17 ساله) 16/03/2009
47 السید صادق السید علی (17 ساله) 23/11/2009
48 میثم أحمد عبدالله (17 ساله) 08/05/2010
49 علی عباس علی (17 ساله) 26/05/2010
50 عبدالله عبدالمهدی حسن (17 ساله) 22/07/2010
51 السید محمد السید أبراهیم (17 ساله) 22/08/2010
52 عبدالله عبدالکریم میلاد (17 ساله) 23/08/2010
53 صادق عبدالله العلونی (17 ساله) 29/08/2010
54 محمد السکران (17 ساله) 29/08/2010
55 عمار عبدالغنی (17 ساله) 04/09/2010
56 محمد رضی (17 ساله) 04/09/2010
57 محمد حمید (17 ساله) 05/09/2010
58 محمد عادل الحمر (17 ساله) 07/09/2010
59 مصطفى الغنامی (17 ساله) 07/09/2010
60 علی جاسم أحمد (17 ساله) 08/09/2010
61 عیسى محمد عیسى (17 ساله) 09/09/2010
62 محمود عبدالمحسن (17 ساله) 11/09/2010
63 علی جعفر عاشور (17 ساله) 16/09/2010
64 محمود عباس العرادی (17 ساله) 16/09/2010
65 محمد جعفر یحى (17 ساله) 17/09/2010
66 أحمد علی العنیسی (17 ساله) 18/09/2010
67 محمود فاضل العریبی (17 ساله) 21/09/2010
68 محمد فاضل جمعة (17 ساله) 21/09/2010
69 حسن عبدالغنی (17 ساله) 26/09/2010
70 حکیم العریبی (17 ساله) 30/09/2010
71 محمد خلیل الحمد (17 ساله) 04/10/2010
72 علی حسن السعید (17 ساله) 10/10/2010
73 علی جواد (17 ساله) 15/10/2010
74 حسین خلیل مرهون (17 ساله) 18/10/2010
75 محمود محمد حسن (17 ساله) 18/10/2010
76 أحمد عبدالعزیز (17 ساله) 15/11/2010
میدونستید پپسی یک شرکت کاملا صهیونیستیه؟
اصلا می دونید پپسی یعنی چی؟
pepsi: pay every penny to save Israel
معنی اش میشه: بپردازید هر پنی رو برای کمک و نجات اسرائیل
یعنی هر نوشابه با مارک پپسی رو که می خرید و نوش جان می کنید دارید پولتون رو توی جیب رژیم منحوس صهیونیستی سرازیر میکنید....!!!
بازم پپسی می خرید؟
عکس های زیر رو ببینید
Great boy picking the colors to prepare the PEPSI
Men at work - washing the bottles
Men at work washing the bottles Fully
Boys placing the bottles in the tray
Boy filling the PEPSI Soooooo... called
Boy filling the PEPSI & checking for the air bubles
Boy filling the Gas in the bottles
Boy searching for the right caps
Great man at capping the bottle
Quality checking and Success
به نقل از فرارو: | ||||
|
اینکه آقای زیباکلام هردفعه یک حرفی می زند و افاضه ا می فرمایند بر هیچ کسی پوشیده نیست...اما مطالب زیر را با دقت بیشتر بخوانید!!!
جام جم آنلاین:
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران با دفاع از رضا شاه گفت:
ما مدیون شمشیر آغامحمدخان و چکمههای رضا شاهیم!!!!!!!
وی همچنین در ادعایی دیگر جنگ نرم را زاده توهم توطئه دانست.
به گزارش فارس، صادق زیباکلام دوشنبه شب با حضور در مناظرهای با حجتالاسلام والمسلمین رهدار در دانشگاه صنعتی اصفهان به بررسی ریشههای ضدیت با آمریکا و آمریکا ستیزی در ایران پرداخت.
وی اظهار داشت:
تقریباً از اوایل انقلاب وقتی به نزدیک 13 آبان میرسیم در بسیاری از دانشگاهها به این مناسبت سخنرانیهایی برگزار میشود که خود من هم در این یک هفته اخیر برای سومین بار است که در چنین مراسمی حضور پیدا میکنم.
زیباکلام گفت:
در بحث ایران و آمریکا میتوان با دو رویکرد مسئله را نگاه کرد؛ اول اینکه فرض را بر این بگذاریم که انقلاب اسلامی ایران در تضاد و تقابل با کشور آمریکا است و اینکه بگوییم در سه دهه گذشته آمریکاییها اقدامات و توطئههایی علیه ما انجام دادهاند و بارها سعی کردهاند به نظام جمهوری اسلامی ایران ضربه وارد کنند که هر بار به نحوی با شکست روبهرو شدند.
این استاد علوم سیاسی ادامه داد: این دیدگاهی بوده که در سه دهه گذشته با تکیه بر دو فرض وجود دارد؛ اول این که آمریکا بعد از انقلاب و سرنگونی پهلوی در ایران منافع خود را در ایران از دست داد و با ما دشمنی دارد؛ فرض دوم بر این است که ذات آمریکا و اساساً قدرتی مثل او نظامی همچون جمهوری اسلامی را بر نمیتابد چرا که آمریکا میخواهد حکومتی مطیع و وابسته در ایران وجود داشته باشد که بتواند این حکومت را تحت نظارت و کنترل خود داشته باشد.
وی اضافه کرد: بر اساس این موضوع است که آمریکا در طول این 30 سال دست به توطئههای گوناگونی علیه ایران زده که از جمله این توطئهها میتوان به توطئه انجام شده در اول انقلاب اشاره کرد که آمریکاییها سعی داشتند لیبرالها را در ایران روی کار آورند که بعد از اشغال سفارت آمریکا در ایران این توطئه شکست خورد؛ اسناد آن هم نشان از این داشت که دولت موقت و بنیصدر جاسوس بودند.
زیباکلام ادامه داد: پس از این موضوع آمریکا سعی کرد با راه اندازی مسئله طبس گروگانها را آزاد کند که آن هم با شکست مواجه شد؛ بعد از حادثه طبس قصد انجام کودتای نوژه را داشت که این توطئه هم با شکستی دیگر برای آمریکاییها همراه بود؛ بعد از آن آمریکا با تجهیز صدام حسین عراق را علیه ایران وارد جنگ کرد که آن هم با شکست روبهرو شد؛ سپس به تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی روی آورد که باز هم شکست خورد و برای تکمیل پروژه توطئههای خود دست به محاصره اقتصادی علیه ما زد که باز هم راه به جایی نبرد و شکست خورد؛ بعد ایران را تهدید نظامی کرد که باز هم شکست خورد؛ 11 سپتامبر را توسط القاعدهای که مورد حمایت آنها بود ایجاد کرد تا بتواند در منطقه حضور نظامی داشته باشد که باز هم شکست خورد؛ در بحث هستهای علیه ما وارد عمل شد که باز شکست خورد؛ آخرین توطئه آن هم برنامه فتنه 22 خرداد بود که باز هم شکست خورد و آمریکاییها از این همه شکست مانند تیمور لنگ که نظارهگر تلاش مورچهای که از دیوار بالا میرفت تا دانه را به بالا برد درس گرفته و امروز علیه ما با یک توطئه جدید تحت عنوان جنگ نرم وارد میدان شدهاند و ما اکنون در این فاز هستیم.
زیبا کلام تصریح کرد: این رویکرد عمومی است که در طی این سه دهه گذشته در مواجهه با آمریکا وجود داشته است؛ اما سوال اساسی و بنیادی این است که واقعاً ریشه ستیزها و این تضادها بر سر چیست چرا که اگر بگوییم ما مبارز هستیم و مورد ظلم واقع شدیم این معنی را میدهد که در جهان یکی دو کشور مستقل بیشتر وجود ندارد و کشورهایی که با آمریکا رابطه دارند همه نوکر و تحت سلطه حکومت استکباری آمریکا هستند.
این استاد علوم سیاسی افزود: اگر بگوییم با کل نظام فکری و ایدئولوژیکی غرب مشکل داریم این موضوع راحتتر قابل فهم است تا اینکه بگوییم با بخشی از غرب با مشکل مواجه هستیم.
وی با اشاره به مسئله طبس ادامه داد: در این ماجرا آمریکاییها برای پاسخگویی به افکار عمومی جهان زیر فشار بودند و برای همین لازم بود دست به چنین اقدامی بزنند تا گروگانهای خود را در ایران آزاد کنند هر چند امید زیادی به موفقیت عملی آن نداشتند و این عملیات با شکست کامل مواجه شد اما این دلیل بر این نیست که بگوییم آمریکا به ایران حمله نظامی کرد چرا که هواپیماهایی که این عملیات را انجام دادند هواپیماهای باربری بود نه نظامی.
زیباکلام در خصوص اصطلاح جنگ نرم در ایران گفت:
این اصطلاح در ایران تولید شده و زاده همان تفکر توهم توطئهای است که در ایران و برخی از سران وجود دارد؛ اگر شما این واژه جنگ نرم را در گوگل سرچ کنید خواهید دید که تمام منابعی که خواهد آمد اکثرا منابع ایرانی است؛ این نشان از این دارد که چنین ادبیاتی در ایران تولید شده است.
این کارشناس علوم سیاسی در ایران اظهار داشت: در ابتدا باید دید که در ذات انقلاب اسلامی در ابتدا آمریکا ستیزی وجود داشت یا نه که اگر به شعارهای انقلاب بنگریم خواهیم دید که مسلما چنین چیزی نبوده است.
وی گفت: من شما را ارجاع میدهم به سخنان امام(ره) در پاریس در مصاحبههایی که از ایشان می شد؛ عمدهترین پرسشی که از ایشان میشد این بود که هدف شما از مبارزه چیست؟ حکومت اسلامی مد نظر شما چه حکومتی خواهد بود؟ ولی هیچ کسی نمیپرسید شما با آمریکا ستیز دارید یا نه؟ زیباکلام ریشه آمریکا ستیزی را مربوط به گذشتههای حتی قبل از انقلاب دانست و اظهار داشت: باید با دیدی تاریخی ریشه آمریکاستیزی را در ایران بررسی کنیم؛ باید دید چرا این آمریکا ستیزی در ایران به وجود آمد و ریشه آن چیست و چرا این آمریکا ستیزی از اول انقلاب تاکنون در ایران مانده است؛ چرا که اگر بگوییم چنین رویهای بیشترین تاثیر را روی ایران گذاشته است اغراق نکردهایم.
وی با اشاره به سقوط حکومت رضا شاه و پایان حکومت دیکتاتوری وی گفت: بعد از رضا شاه یک فضای نسبتاً باز سیاسی نسبت به گذشته در ایران به وجود آمد که در آن زمان به خاطر همین، ایدئولوژیهای سیاسی با شتاب جای خود را در میان اقشار مختلف جامعه باز کردند که از جمله مهمترین این ایدئولوژیها در آن زمان ایدئولوژی مارکسیسم به رهبری حزب توده در آن زمان بود که همزمان بود با نفوذ بی حد و حساب مارکسیسم جهانی در عرصههای بین الملل که این ایدئولوژی الگویی را در جهان مطرح کرده بود به این عنوان که در جهان دو قطب وجود دارد یکی کشورهای عقب مانده و دیگر قطب کشورهای توسعه یافته که معمولاً این دو قطب منافعشان در تضاد با هم تامین میشود و گروه دوم میخواهد گروه اول را تحت سلطه خود نگه دارد.
کارشناس علوم سیاسی ادامه داد: مسلماً چنین دیدی در آن زمان در ایران به دست مارکسیستها جا باز کرد و هنوز هم چنین دیدی نشأت گرفته از همان دیدگاههایی است که ریشه آن در تاریخ ماست.
وی گفت: اگر امروز هم ما بخواهیم با چنین دیدی به این مسئله نگاه کنیم پس باید مصدق را هم وابسته به نظام امپریالیستی آمریکا بدانیم؛ اگر بخواهیم با چنین دیدی بنگریم پس باید بسیاری از نهضتهای اسلامی را هم هر چند بعدها مارکسیسم شدند وابسته به امپریالیسم آمریکایی بدانیم.
زیباکلام تصریح کرد: ما باید ببینیم چرا در یک کشور مسلمان آن هم شیعه اساساً تفکر مارکسیستی این قدر نفوذ پیدا کرد به طوری که در زمان انقلاب اکثر جنبشهای مذهبی روشنفکران و نویسندگان یا از هواداران مارکسیسم بودند و یا خود تودهای بودند؛ ما باید ریشهیابی کنیم که چرا مارکسیسم مانند نقل و نبات در اپوزیسیون ایران به این شدت رشد کرد.
کارشناس علوم سیاسی اضافه کرد: سوال من این است که چرا باید مارکسیسمی که بعد از فروپاشی شوروی رو به افول رفت توانست خود را در ایران باز تولید کند؛ مگر نه اینکه به خاطر ریشه همین تفکرات آمریکا ستیزی بوده است که امروز ما شاهد این هستیم که جریان اصولگرایی همان مارکسیسم است و چه بسا حتی از مارکسیستها یک قدم جلوتر گذاشتهاند.
زیباکلام یکی از مهمترین دلایل نفوذ مارکسیسم را عقب ماندگی علوم سیاسی در ایران دانست و گفت: به همین دلیل است که مارکسیسم مرتب در ایران به باز تولید میرسد، البته به خاطر برخی ملاحظات سیاسی هم هست چرا که دشمنی با استکبار به تعریف آنها که امروز آمریکا پرچم دار آن شناخته میشود یکی از نقاط مشترک مارکسیسم و حکومت ماست؛ این مسئله در جریان اصولگرایی به حدی است که حتی آنها یک گام جلوتر از مارکسیستها هستند؛ آمریکا را نماد ظلم و جمهوری اسلامی را نماد یک حکومت مبارز علیه ظلم عنوان میکنند.
زیباکلام با دفاع مجدد از رضاخان و تقدیر از خدمات وی در دوران حکومتداریاش اظهار داشت: من معتقدم تاریخ بهترین تعیین کننده است به شرطی که تحریف نشود؛ به نظر من رضا شاه خدمات زیادی را به ایران کرد؛ من معتقدم که ایران مدیون دو نفر است؛ یکی شمشیر آغامحمدخان و دیگری چکمه رضاخان؛ هر چند در دوران رضا شاه فضای بسته و یکتاتوری حاکم بود ولی همین رضا خان توانست یکارچگی را در ایران حفظ کند و تمامیت ارزی را حفظ کند و خدمات عمرانی زیادی را برای ما به ارمغان بیاورد.
استاد علوم سیاسی با تاکید بر حفظ منافع ملی ایران بیان داشت: در سیاست خارجه منافع ملی است که تعیین کننده است ما نه برای همیشه دوستان و همپیمانان بین المللی داریم و نه برای همیشه دشمن دیگر کشورها هستیم، بلکه آنچه برای ما ملاک است منافع همیشگی است که اگر این منافع را در نظر بگیریم خواهیم دید که دشمنی با آمریکا هیچ سودی برای ما طی این سه دهه نداشته بلکه لطمات زیادی نیز به کشور ما وارد کرده است.
چی میشه آقای زیبا کلام زودتر بازنشسته شن؟
.
.......................................................................................................
اشاره:
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار هزاران نفر از بسیجیان سراسر کشور، بسیج را رمز پایداری، ماندگاری، و عزت ملی دانستند و ضمن توصیه مؤکد به همه رسانه ها، فعالان سیاسی، و مسئولان برای پرهیز از اختلافهای
جزئی و غیرا
صولی، تأکید کردند:
امروز اولویت اصلی کشور مقابله با جنگ نرم دشمن که هدف آن ایجاد تردید، اختلاف و بدبینی میان آحاد مردم است و مهمترین راههای مقابله با این تهاجم، حفظ و تقویت بصیرت، روحیه بسیجی، امید کامل به آینده، و مراقبت جدی در تشخیص ها است.
ایشان، آسیب شناسی، شناخت نقص ها و آفت ها، و همچنین پیش بینی های لازم بمنظور پیشرفت بیشتر را برای بسیج یک ضرورت دانستند و تأکید کردند:
با توجه به شکست استکبار در مواجهه سخت با نظام اسلامی در دهه اول انقلاب، اکنون دشمن، جنگ نرم را در دستور کار خود قرار داده و امروز اولویت اصلی مقابله با جنگ نرم است.
رهبر انقلاب اسلامی در تبیین جنگ نرم افزودند:
دشمن در جنگ نرم تلاش دارد با استفاده از ابزارهای فرهنگی و ارتباطاتی پیشرفته و با شایعه و دروغ پراکنی و استفاده از برخی بهانه ها، میان آحاد مردم تردید، بدبینی، و اختلاف ایجاد کند.
حضرت آیت الله خامنه ای، قضایای بعد از انتخابات ریاست جمهوری را نمونه ای از این شیوه دانستند و خاطرنشان کردند:
در این قضایا، به بهانه انتخابات، ایجاد تردید و اختلاف کردند تا دلهای مردم نسبت به یکدیگر و نسبت به مسئولان چرکین شود و در چنین فضای مشوش و شلوغی، عناصر مغرض، خائن و دست آموز خود را برای کارهای اخلال گرانه وارد صحنه کنند اما به دلیل بصیرت مردم به نتیجه نرسیدند.
ایشان با تأکید مجدد بر موضوع بصیرت، افزودند:
علت تأکیدهای مکرر من بر لزوم بصیرت در جامعه در شرایط حاضر، به این دلیل است که مردم بدانند چه اتفاقی می افتد و بتوانند صحنه گَردان اصلی قضایا، و عناصر خائن و بدخواه را از آحاد مردم تشخیص دهند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: هر اقدامی که موجب مغشوش و تهمت آلود شدن فضا شود و مردم را نسبت به یکدیگر بدبین و مردد کند، به ضرر کشور است.
به نقل از پایگاه اطلاع زسانی مقام منعظم رهبری
(http://www.leader.ir/langs/fa/?p=contentShow&id=6147)
آقای زیباکلام عزیز:
بصیرت ... بصیرت ... بصیرت ..بصیرت .. بصیرت .. بصیرت .. بصیرت .. بصیرت ...بصیرت..بصیرت ..بصیرت..بصیرت